تبليغاتX
، دانشجوی بیدار

، دانشجوی بیدار

این کشور مال ماست.فردا متعلق به ماست.ما باید برای تکمیل و تتمیم یک نظام مقتدر تلاش کنیم

۱- رخ دادن کدام یک از اتفاقات زیر در زمان انتخابات 88 محال است؟

الف)کاندیدا شدن خاتمی

ب)خوابیدن کروبی در شب انتخابات

ج)ائتلاف اصلاحطلبان

د)پیروزی اصولگرایان مثلا" مستقل

۲- کاندیدا شدن کدام یک از بزرگان زیر را در انتخابات پیش بینی می کنید؟

الف)آیت الله کروبی

ب)دکتر روحانی

ج)دکتر خاتمی

د)آیت الله نوری(دامت اضافاته)

۳- نهضت به اصطلاح آزادی در انتخابات چه خاکی بر سر می کند؟

الف)خاک رس

ب)نوع خاکش اهمیت ندارد

ج)هنوز خاک مناسب را انتخاب نکرده اند

د)از عبدالله نوری حمایت می کنند

۴- شرط پیروزی محسن رضایی در انتخابات 88 چیست؟

الف)مرگ احمدی نژاد

ب)نبود حتی یک نامزد اصلاحطلب

ج)به ما ربطی ندارد

د)شرط محال است

۵- کدامیک از ابزارهای زیر تاثیر زیادی در جذب آرای توده ها دارد؟

الف) استفاده از دختران فشن

ب) گزینه ی آخر

ج) لر بودن

د) سید بودن کاندیدا

۶- برخی از نامزدهای احتمالی به امید ... نشسته اند!

الف)صد در صد شدن تورم

ب)گوجه فرنگی شب انتخابات کیلویی 8000 تومان شود

ج)لیبرالهای کارگزارانی سرمایه هایشان را صرف شکستن کمر احمدی نزاد کنند

د)از طریق طرحهای مجمع تشخیص

۷- یاور اصلی حسن روحانی در انتخابات چه کسی است؟

الف)مشهدی سیروس

ب)دکتر حسین

ج)بزرگ خاندان

د)پدر خوانده

*** ادامه ی سوالات در دفترچه ی بعدی!!!

+ نوشته شده در  شنبه 1387/06/30ساعت 16:27  توسط رحمان صادقی  | 

مقدمه:با توجه به پیشنهاد یکی از دوستان مبنی بر اینکه بحث دیه و ارث یک بحث تخصصی است و نباید لوث شود اینجا اشاره می کنم که این متن زاده ی فکر من و نظر شخصی بنده می باشد.بدیهی است که هر فرد مطلعی می تواند ان را نقد منطقی کند.

یکی از مباحثی که در این سالها مطرح است؛بحث نسبت دیه و ارث مرد به زن است.دو تفکر غالب در این زمینه وجود دارد؛عده ای می گویند"دیه و ارث زن نصف مرد است".عده ای دیگر هم ابراز می دارند:"دیه و ارث زن و مرد مساوی است"برای اینکه ببینیم کدام یک از این دو نظر درست است؛باید ریشه های فکری و ایدئولوژیک هر کدام از این دو نظر را بررسی کنیم.آنچه که بدیهی به نظر می رسد این است که اکثر کسانی که نظریه ی نصف بودن را مطرح می کنند دارای عقاید سنتی اسلامی هستند و اکثر کسانی هم که نظریه مساوی بودن را طرح می کنند دارای تفکر روشنفکرانه ی غربی هستند.پس برای یک بررسی درست باید ریشه ها و تفاوتهای این دو مکتب فکری با هم بررسی شود تا متوجه شویم که چرا احکام این دو در این زمینه متفاوت است.

  1. مکتب اسلام برای زن عفت و کرامت و حجاب قائل شده است؛ولی در مکاتب غربی اصلا" چیزی به نام عفت و کرامت وجود ندارد.
  2. مکتب اسلام تامین مخارج زن را برعهده ی مرد قرار داده است؛ولی در مکاتب غربی این کار لزومی ندارد.
  3. مکتب اسلام خدا محور است و برخی لذتهای انسان را محدود کرده است؛ولی مکاتب غربی انسان محور و لذت محورند و چنین محدودیتهایی ایجاد نکرده اند.
  4. مکتب اسلام به پرورش و تربیت فرزندان اهمیت زیادی می دهد؛ولی در غرب بچه دارشدن نوعی دردسر است و اگر هم بچه ای تولید شود پرورشگاهها او را بزرگ می کنند.
  5. در مکتب اسلام خانواده از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است؛ولی در غرب خانواده نه تنها اهمیتی ندارد بلکه نوعی محدودیت و رنج محسوب می شود و بهتر است وجود نداشته باشد.

حال اگر کسی بخواهد مسلمان زندگی کند؛و دستوراتی را که اسلام داده است عمل کند؛این دستورات متناسب با زندگی او خواهد بود؛زیرا در این صورت زن به غیر از شرایط اضطرار از خانه خارج نخواهد شد و به امر مقدس تربیت فرزندان می پردازد.به عبارتی دیگر هم بنیاد خوانواده مستحکم تر می شود و هم بنیاد جامعه

ولی اگر کسی بخواهد غربی زندگی کند؛همه چیز را باید در همین چهار روز زندگی دنیوی ببیند؛پس دیگر کدام آدم عاقلی حاضر است که زنها درون خانه بمانند و لذتهای خود را بین همگان توزیع ننمایند!دیگر چه نیازی است که زن سختی بچه دار شدن را متحمل شود!به جای بچه یک سگ یا گربه هم می توان نگهداری کرد که هم راحتتر است و هم کم دردسر تر.

حال به سراغ اصل مطلب می رویم:این که اسلام می گوید:"دیه و ارث مرد دو برابر زن باشد" را باید در کنار سایر احکام اسلام دید.بی انصافی و کاملا" اشتباه است که همین یک مورد را به تنهایی بررسی کنیم وقتی این حکم را در میان سایر احکام قرار داده و از دور به آن نگاهی کلی بیندازیم می بینیم که این حکم کاملا" با دیگر احکام تطابق دارد.

مکاتب غربی هم که می گویند"ارث و دیه ی مرد و زن برابر است" برای این است که آنها زن و مرد را به یک صورت انگاشته اند و آنها را مانند هم می پندارند.پس اگر که بخواهند ارث و دیه ی زن و مرد را مساوی قرار ندهند؛تبعیض آمیز و مخالف عقل عمل کرده اند.

حال نظر نهایی نگارنده چنین است:ما به خداوندی معتقدیم که انسان را خلق کرده است و برای این آفرینش هدفی داشته است و برای رسیدن به این هدف و بر اساس مصالح کلی انسانها برنامه ای برای زندگی زن و مرد قرار داده است.یکی از دستوراتی که خداوند داده است این است که دیه و ارث زن نصف مرد باشد.ولی کسانی که به خدا معتقد نیستند و یا به خدایی معتقدند که جهان را آفریده است و سپس رهایش کرده است تا خود به خود کار کند(مانند غربی ها)به طور طبیعی به این دستورات خداوند نیز اعتقادی ندارند.بدون احکام و قوانین هم که نمی توان زندگی کرد؛پس به ناچار خود آنها خدای خود شدند و احکام و قوانینی ساختند که یکی از آنها این است:"ارث و دیه زن و مرد مساوی است."

+ نوشته شده در  شنبه 1387/06/16ساعت 9:26  توسط رحمان صادقی  | 

دموکراسی یعنی غصب حق حاکمیت خداوند

دموکراسی یعنی بستن دست ولی خدا

دموکراسی یعنی شرک به خداوند متعال و بلکه کفر به خداوند متعال؛زیرا اساسا" در دموکراسی جایی برای خداوند وجود ندارد و هرچه هست مردم هستند.دموکراسی یعنی این

دموکراسی یعنی سقیفه بنی ساعده

دموکراسی یعنی لشکر عمرسعد یعنی قتل حسین صاحب اختیار زمین و قاتلان خویش

دموکراسی یعنی انتخابی که از روی بینش مادی و برای منفعت شخصی صورت می گیرد

دموکراسی یعنی مثلث روبرو که در آن جایی برای خدا وجود ندارد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/06/13ساعت 14:51  توسط رحمان صادقی  | 

این روزها بحث انتخابات ریاست جمهوری دهم روز به روز داغ تر می شود و تشنگان قدرت و شیفتگان خدمت و کسانی به انگیزه هایی غیر از این دو مورد کم کم دارند وارد گود انتخابات شوند(آشیخ مهدی چراغ اول را روشن کرد) در جبهه ی اصولگرایان با احتمال بسیار بالا اجماع روی دکتر احمدی نژاد صورت می گیرد ولی در جبهه ی مقابل طیفهای گوناگونی به چشم می خورند که هیچکدام حاضر نیستند به خاطر دیگران کوتاه بیایند. اصلاحطلبان خیلی خیلی افراطی دور و بر عبدالله نوری می چرخند، اصلاحطلبان ظاهرا" معتدل دنبال کروبی و اصلاحطلبان اصولگرا هم احتمالا" دنبال قالیباف هستند.البته گروههایی از اصلاحطلبان همچنان در تلاشند تا خاتمی را به صحنه آورند و به قول خود بر رویش اجماع کنند.لذا بر آن شدم تا تفاوتهای خاتمی76 را با خاتمی88 برشمارم تا دوستان و دشمنانی که به امید آرای 20 میلیونی نشسته اند کمی هشیارتر باشند.

  1. در آستانه ی انتخابات 76 اقشار محروم زیر چرخ توسعه له شده بودند ولی در آستانه ی انتخابات88 با وجود اینکه این قشر از مردم از تورم رنج می برند ولی میزان توسعه ی مناطق محروم و همچنین کارهایی نظیر سهام عدالت و...به این مردم امید می دهد.
  2. به اذعان کارشناسان موافق و مخالف دکتر احمدی نژاد برخلاف حجج اسلام خاتمی و هاشمی به راحتی با عوام صحبت می کند،ارتباط برقرار می کند و عامه ی مردم حرف وی را به خوبی درک می کنند.این امر تاثیر زیادی در جذب آرای توده ها دارد.
  3. بسیاری ازکسانی که در انتخابات 76 به خاتمی رای دادند به خاطر سیادت خاتمی و یا شعارهایی مانند:سلام بر سه سید فاطمی،خمینی خامنه ای خاتمی بود ولی بعد از 8 سال عملکرد دولت اصلاحات مردم متوجه شدند که این سید فاطمی سوم چندان هم با آن دو سید فاطمی دیگر تطابق ندارد.
  4. در انتخابات 76 مردم از بین خاتمی و ناطق نوری(که در حقیقت ادامه دهنده ی راه هاشمی بود)خاتمی را انتخاب کردند که ظاهرا" انتخاب درستی بود ولی در انتخابات 88 خاتمی با شخصی مثل ناطق رقابت نمی کند بلکه با احمدی نژاد رقابت دارد و این موضوع کار را برای خاتمی دشوار می کند.
  5. در انتخابات 76 بسیاری از دشمنان اسلام و نظام اسلامی به دولت خاتمی امید بسته بودند و درصدی از مردم ایران هم که در هیچ انتخاباتی شرکت نمی کنند در آن انتخابات شرکت کرده و به خاتمی رای دادند ولی پس از اینکه این افراد متوجه شدند که نظام اسلامی ریشه دار تر از آن است که با عوض شدن دولتها از بین برود؛ دیگر انگیزه ای برای شرکت در انتخابات ندارند و تحریم را مناسبترین راه حل می دانند.

پی نوشت:با نوشتن این مطلب نتیجه ی نظرسنجی قبلی وبلاگ را اعلام کرده و یک نظر سنجی جدید در مورد انتخابات روی وبلاگ می گذارم.از شما دعوت می شود که در این نظرسنجی شرکت کنید.

نتایج نظرسنجی قبلی:به نظر شما انگیزه ی محتشمی پور در اهانت به آیت الله مصباح چیست؟

  1. برای مطرح شدن بین اصلاحطلبان   10.2%
  2. داشتن بیماری روحی   10.2%
  3. آخرت را به دنیا فرختن   2.5%
  4. حرفهایش از روی اعتقادش است   33.3%
  5. موارد 1و2و3   24.3%
  6. هیچکدام  19.2%

نظرسنجی جدید از امروز به جای نظرسنجی قبلی قرار گرفت.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/06/10ساعت 10:0  توسط رحمان صادقی  | 

آنچه در زیر می آید،متن پیامهای امام خامنه ای به اتحادیهء جامعه اسلامی دانشجویان ،جنبش عدالتخواه دانشجویی و انجمنهای اسلامی مستقل است که به ترتیب آورده می شود:

پیام امام خامنه ای به اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان

بسمه تعالي

سلام بر شما جوانان عزيز

اميدوارم اين گردهمايي، شما را به بصيرت و صبر كه نياز جوان دانش‌ور امروز است، هرچه نزديك‌تر كند. از اين فرصت‌ها و از فرصت جواني براي اعتلاي معنوي و فكري بهره بگيريد. كشور شما به نسل جوان مومن و انديشمند و پر انگيزه، از همه‌چيز و از هميشه بيش‌تر نيازمند است.

همه شما را به خداي حكيم و عليم مي‌سپارم.

والسلام عليكم ورحمه الله

سيد علي خامنه‌اي

پیام امام خامنه ای به جنبش عدالتخواه دانشجویی

"بسم الله الرحمن الرحيم

جوانان عزيز

پرچم عدالت‌خواهي را همواره پيامبران الهي و پيروان راستين آنان بر دوش كشيده‌اند. امروز و هميشه مجاهدت در زير اين پرچم، صادقانه‌ترين نشانه‌ي پيروي از رسولان الهي است.

 آنچه در كنار همه‌ي الزامات اين حركت، ضروري و حياتي است، آن است كه اولا مراقبت شود كساني با انگيزه‌هاي ديگر، اين شعار حق را ابزار نكنند. و ثانيا به نام عدالت‌طلبي، حركتي غيرمنصفانه از سر جهل يا غفلت انجام نگيرد. صبر و بصيرت را براي شما و ديگر تشكل‌هاي عزيز دانشجويي از خداوند متعال مسألت مي‌كنم.

سيدعلي خامنه‌اي

 پیام امام خامنه ای به انجمنهای اسلامی مستقل

"بسم الله الرحمن الرحيم

جوانان عزيز

دست يافتن به آرزوهاي بزرگ ملي ، نيازمند فكر روشن و عزم راسخ و شجاعت و اخلاص است ، و جوان مومن كه مباني جمهوري اسلامي وراه امام بزرگوار را عميقا پذيرفته است ،اميد بخش‌ترين نيرويي است كه مي‌تواند ملت ايران را در رسيدن به آرزوهاي بزرگش ياري برساند.

نقشه ي راه براي رسيدن به پيشرفت و عدالت در دهه ي چهارم را فقط با اذعان به اين حقيقت ميتوان ترسيم كرد.

از خداوند بزرگ كمك بخواهيد و به ياري او اميد وار باشيد .

دعاي حضرت بقيه الله پشتيبان شما باد.

سيد علي خامنه اي

پی نوشت:اما نکاتی که از این پیامها استنباط می شود:(البته این نکات از ظاهر پیامها هویدا است و با کمی تعمق می توان نکات بیشتر و یا حتی مهمتری دریافت کرد.)

  1. با ارزشترین چیز برای کشور دانشجوی مومن است.(مسئولیت سنگین خود را درک کنیم) 
  2. دانشجویان به صبر و بصیرت نیاز دارند(یا نداریم و یا کم داریم)
  3. نباید گذاشت که افرادی با انگیزه هایی غیر از عدالتخواهی شعار عدالتخواهی دهند.(همان ماجرای پالیزدار کافی است)
  4. عدالت طلبی صبر و بصیرت و دقت فراوان می خواهد که دانشجویان باید بیشتر به این موارد اهمیت دهند.
  5. برای دست يافتن به آرزوهاي بزرگ ملي ، به چهار چیز نیازمندیم.۱-فكر روشن ۲- عزم راسخ ۳- شجاعت ۴-اخلاص

    

+ نوشته شده در  شنبه 1387/06/09ساعت 10:8  توسط رحمان صادقی  | 

مطالب قدیمی‌تر