تبليغاتX
، دانشجوی بیدار

، دانشجوی بیدار

این کشور مال ماست.فردا متعلق به ماست.ما باید برای تکمیل و تتمیم یک نظام مقتدر تلاش کنیم

فکر می کنم فیلم یوسف پیامبر را دیده اید.اگر هم جز, محدود افرادی هستید که این فیلم را تماشا نمی کنید اشکالی در فهم مطلب پیش نمی آید.

آخناتون یکی از پادشاهان مصر و هم عصر حضرت یوسف(ع) است.آن زمان مردم مصر پادشاهان خود را در مقام نیمه خدایی می پنداشتند و بنابرین امر او را مانند امر خدایان اطاعت می کردند حتی اگر مخالف امر خدایان (کاهنان) باشد.آخناتون با استفاده از همین موقعیت و با کمک حضرت یوسف  موفق می شود آمون پرستی را ریشه کن کند.

جهان امروز بتهای مقدسی دارد.آزادی (به معنای لیبرالی آن) آمون بزرگ است و البته بتهای دیگری نیز در معبد آمون وجود دارند که از جمله ی آنها می توان از بت دموکراسی، بت حقوق بشر، بت جامعه مدنی و...نام برد.نظریه پردازان و مروجان لیبرال دمکراسی و فعالین حقوق بشر همان کاهنان معبدند.آمن هوتپ ها هیئت حاکمه آمریکا هستند و یوزارسیف  هم  ولایت فقیه می باشد که در این دوران مدرن و در زمانی که تفکرات انسان محورانه بر دنیا غالب شده است از بت انسان رویگردان شده و سخن از خدا و حکومت الهی می گوید.

حال فرض کنید (فرض محال که محال نیست!) که هیئت حاکمه آمریکا دچار تحول فکری شده و مخالف یکه تازی ها و خودکامگی های مدرنیسم در جهان شوند و بخواهند با این تفکر مقابله کنند سپس برای نابودی این تفکرات و شکستن این بتهای مقدس از یوزارسیف زمان یاری بخواهد. در آن صورت ...

نان طرفداران حقوق بشر آجر می شود.

شیرین عبادی دیگر نوبل نمی گیرد.

سروش دیگر صاحب کرسی های استادی نمی شود و جزو روشنفکران برتر دنیا (در کنار سلمان رشدی) قلمداد نمی گردد.

علی افشاری بر اثر قطعی جیره صدای آمریکا از گرسنگی می میرد.

احزاب مشارکت و مجاهدین به یکباره دایه ی خود را از دست خواهند داد.(همانگونه که در هنگام فروپاشی شوروی مادرشان را از دست دادند)

فرق انحرافی(بهاییت ، صوفیه و...)با قطع شدن پشتوانه تبلیغاتی شدیدا" دچار بحران می شوند.

طالبانیسم و وهابیت از تب وتاب می افتد.

و چه بلاهایی که سر سلطنت طلبان و رضا ربع پهلوی نمی آید.

و...

البته همانطور که ذکر شد این یک فرض محال است و صرفا" خطری است که وابستگان داخلی وخارجی  بیگانگان را تهدید می کند وگرنه حکومت ولایت فقیه آنقدر قدرتمند است و قدرتمند خواهد شد که بتواند از پس تمام این جریانات انحرافی و مادرشان آمریکا بربیاید.(همانگونه که تعداد بسیار کمی از سربازان ولایت در لبنان و فلسطین دماغ دشمنان اسلام را به خاک مالیدند.

پی نوشت:دیروز حجه الاسلام دکتر رهدار در دانشگاه ما به سخنرانی پرداختند.حرفهای جالبی بود که مجال پرداختن به آن نیست.فقط یک داستان را که ذکر کرد برایتان بازگو می کنم.

ملا حسینقلی همدانی یکی از عارفان بزرگ جهان تشیع بود.که برخی از علمای حال حاضر مانند آیت الله بهجت با یک واسطه شاگرد ایشان می شوند.در زمان این عارف بزرگ فردی در خواب پدرش را می بیند که در حال عذاب است.از افراد مومن سوال می کند که چه باید کرد.آنها می گویند اگر توانستی به نزد ملا حسین قلی همدانی بروی هر چه که او گفت درست از آب در می آید.بعد از مدتی این فرد به قصد زیارت عتبات عالیات به نجف رفت و سراغ خانه ملا حسینقلی را گرفت.وقتی به آنجا رسید ملا حسینقلی آفتابه به دست در حال رفتن به دستشویی بود.آن فرد در همین هنگام شرح حال خوابش را برای ملا حسینقلی تعریف کرد.ملا حسینقلی گفت:"ثواب این دستشویی من به روح پدرت" آن فرد خیلی ناراحت شد و بازگشت در خواب پدرش را دید که آرام شده و عذاب او رفع شده است.پدرش در خواب به او گفت که از طرف یک عالم بزرگ عنایتی به او رسیده  که عذاب را رفع کرده است.

نتیجه اخلاقی را خودتان بگیرید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/12/21ساعت 8:32  توسط رحمان صادقی  | 

همانطور که مستحضرید چند روز قبل عده ای سعی داشتند مانع از دفن تابوت شهدای گمنام در دانشگاه امیرکبیر شوند که البته ناکام ماندند.همفکران این دگراندیشان چند سال قبل هم به هنگام دفن شهدا در دانشگاه شریف مخالفت خود را ابراز کرده بودند.مقداری بیشتر به عقب برگردیم؛ وزارت علوم در زمان اصلاحات هم مخالف دفن شهدا در دانشگاهها بودند.و اگر به همین ترتیب به عقب برگردیم این ماجرا نیز همچنان تکرار می شود تا می رسد به پادشاهان بنی امیه و بنی عباس که سعی داشتند به هر نحوی یادمان شهدای کربلا(خصوصا" شهید حسین بن علی(ع)) را از بین ببرند.

سوالی که قابل طرح است این است که چرا عده ای که به نظر می رسد یک جریان تاریخی باشد خواستار از بین رفتن یاد شهدا از فضای جامعه هستند؟

برای یافتن پاسخ این سوال ذکر دو مقدمه ضروری است:

1-انسانها پیرو هر عقیده و مرامی که باشند(چه مسلمان چه لیبرال؛چه حسینی چه یزیدی و...)برای کسانی که مرزهای سرزمینشان را از هجوم بیگانگان محفوظ نگاه داشته اند احترام قائلند.پس اگر شهدای راه اسلام را صرفا" به عنوان پاسداران این خاک و وطن در نظر بگیریم این افراد نه تنها با دفن آنها و زنده بودن یاد آنها مشکلی نخواهند داشت بلکه به آنها احترام نیز خواهند گذاشت.همانطور که الان در آمریکا و انگلیس و... نیز اینگونه است و هلاک شدگان خود را با احترام زیاد در پرچم مقدس خود می پیچند و...

2-شهدای راه اسلام زنده اند و هر جا حضور یابند پیامی را انتشار می دهند.داشتن این پیام همان تفاوت بین شهدای ما و دیگر کشته شدگان جنگها است. این پیام آن چیزی است که عده ای از آن می ترسند.

آری...دشمنان اسلام باید هم از این پیام بترسند.پیام حفظ دین به قیمت جان؛پیام حفظ حیا حفظ غیرت حفظ انسانیت حفظ شرف و...و در نهایت اینکه خون شما ناظران و اهل دنیا از خون ما شهدا رنگینتر نیست همانگونه که خون ما از خون حسین(ع) رنگین تر نبود.خون و جان و مال و پدر و مادر و همه چیزتان را فدای اسلام بکنید.

این پیامی است که از مزار هر شهید خدا منتشر می شود و البته اگر گیرنده های افراد از کار نیفتاده باشد به خوبی این پیام را دریافت خواهند کرد.

کسانی که با اسلام ناب محمدی مشکل دارند و خواستار یک اسلام ناقص؛یک اسلام لیبرال؛یک اسلام آمریکایی؛یک اسلام بدون ولایت؛یک اسلام فردی و... هستند باید هم با یاد شهدا مخالفت کنند و این مخالفت با دفن تابوتها دقیقا" به خاطر زنده شدن و زنده ماندن یاد شهداست.چرا که خود این افراد بارها اذعان کرده اند که ما برای این با دفن شهدا در دانشگاه مخالفیم که از آن سوئ استفاده می شود و البته مصادیق این سوئ استفاده هم عبارت است از: خواندن زیارت عاشورا،شعارهای اسلامی ،ابراز دشمنی با دشمنان اسلام و...  

 

پی نوشت:یکی از کاندیداهای ریاست جمهوری هم با دفن شهدا مخالفت کرده است.او در دیدار با پدر و مادر یکی از دانشجویان بازداشت شده امیرکبیر ابراز عقیده کرده که من هم با دفن شهید مخالفم...دو حالت دارد:الف)انتخابات نزدیک است. ب)این واقعا" عقیده فرد است. امیدواریم مورد الف درست باشد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/12/11ساعت 15:12  توسط رحمان صادقی  |