تبليغاتX
، دانشجوی بیدار

، دانشجوی بیدار

این کشور مال ماست.فردا متعلق به ماست.ما باید برای تکمیل و تتمیم یک نظام مقتدر تلاش کنیم

از چند ماه پیش به دلایلی تصمیم گرفتم به حوزه بروم.تا حدود دو ماه پیش بر تصمیم خود استوار بودم تا اینکه به دلایلی دیگر بر این تصمیم مشکوک شدم و حداقل دو سال آن را به تعویق انداختم.ابتدا به دلایل اشتیاق به تحصیل علوم دینی می پردازم:

  1. شرافت شغلی:شریف ترین کاری که یک انسان می تواند انجام دهد کار انبیا می باشد یعنی هدایت مردم و دعوت آنها به سوی خداوند.اصلی ترین گروهی که این کار را انجام می دهند علمای اسلام می باشند.همچنین در حدیثی نقل شده است که مداد العلما افضل من دمائ الشهدا... قلم دانشمندان از خون شهیدان با ارزشتر است.
  2. نیاز شدید جامعه ایران و جامعه جهانی به عالم اسلامی:امروزه در زمینه های مختلفی به روحانی نیازمندیم.یکی از این زمینه ها بحث تولید علم و جنبش نرم افزاری می باشد.ما به شدت به افرادی نیازمندیم که با مبانی علوم اسلامی آشنا باشند و در ضمن بحثهای علمی مورد نیاز روز را هم تا حد زیادی کار کنند.اقتصاد اسلامی سیاست اسلامی جامعه شناسی اسلامی تاریخ اسلامی مدیریت اسلامی و...همگی نیاز به تلاش دانشمندان دارند.زمینه دیگر کمبودهایی است که کارهای قضایی و اجرایی و قانونگذاری به اسلامشناسان داریم.بحث تبلیغ هم خود حدیث مفصلی است.ما امروزه چه در داخل کشور و چه در فراسوی مرزها به عالم اسلام و شیعه نیازمندیم.امروز در همه جای جهان می توانیم اسلام را تبلیغ کنیم.بدیهی است که اگر به ازای هر یک میلیون نفر یک آخوند هم صادر کنیم برای شش میلیارد جمعیت جهان به ۶۰ هزار روحانی نیازمندیم که هر کدام به زبان یک منطقه و کشور خاص آشنا باشند.
  3. مسئله آخر هم قرار گرفتن در یک جو معنوی و بهره بردن از فیض حضور علمای اسلام و انسانهای صاحب نفس است.

اما چرا به تردید افتادم و رفتن به حوزه را فعلا" ملغی کردم:

  1. برای انجام هر کاری به نحو احسن نیاز به علاقه و استعداد می باشد.در نظر دارم در فرصتی که تحصیلات تکمیلی میخوانم برخی کتب حوزوی را هم بررسی کرده و میزان علاقه خود به این مطالب را بسنجم.
  2. وقتی محیطهای صنعتی کشور را می بینم(مخصوصا" صنایع نفت و گاز که مرتبط با رشته تحصیلی بنده می باشد) به راحتی درک می کنیم که ما علاوه بر آخوندهای درست حسابی به مهندسها و متخصصین درست حسابی هم نیازمندیم.یکی از بزرگان میگفت که ما مهندس و دکتر را از خارج میتوانیم وارد کنیم ولی آخوند را نمی توانیم چون آخوند در جای دیگری خط تولیدی ندارد.به نظر من این حرف خیلی درست نیست.ما اگر بخواهیم روی پای خود بایستیم و حرفمان را در مجامع جهانی بزنیم و پیامدهای گوناگون ان از جمله تحریمها را تحمل کنیم مجبوریم استقلال صنعتی و اقتصادی هم داشته باشیم.این یعنی اینکه متخصصین داخلی کارآمد داشته باشیم.
  3. از لحاظ بحث تبلیغی هم این نکته قابل ذکر است که بالاخره روحانیت تا یک جایی برد دارد.برخی افراد حاضر نیستند خود را در معرض فیض رسانی روحانیت قرار دهند.این افراد ممکن است در برخورد با یک استاد دانشگاه و یا مهندس متعهد به راه راست رهنمون شوند.
  4. در مورد محیط کار هم عرض کنم که انسان در هر محیطی باشد متناسب با آن جایگاه ثواب و عقاب میبیند.اگر امتحاناتش سختتر باشد طبیعی است که در صورت قبولی پاداش بیشتری هم دارد.انسان چه در حوزه باشد و چه در دانشگاه و چه صنعت برای آدم شدن نیاز به اراده و قدرت مجاهده با نفس دارد فرقی ندارد در حوزه باشی یا جای دیگر

پی نوشت:چون روز قدس نزدیک است این جمله را برای تعظیم شعائر اسلامی می اورم:آیت الله روح الله خمینی می فرمایند:" مسئله ی قدس یک مسئله ی شخصی نیست و یک مسئله مخصوص به یک کشور و یا یک مسئله مخصوص به مسلمین جهان در عصر حاضر نیست.بلکه حادثه ای ست برای موحدین جهان و مومنان اعصار گذشته و حال و آینده از روزی که مسجدالاقصی پی ریزی شد تا آنگاه که این سیاره در نظام هستی در گردش است...اکنون که خون جوانان عزیز فلسطین دیوارهای مسجد قدس را رنگین کرده است...برای مسلمانان غیرتمند عار نیست که به ندای مظلومانه ی آنان جواب ندهند و همدردی خود را با آنها اظهار نکنند؟...صحیفه ج16 ص128-129

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/06/26ساعت 7:55  توسط رحمان صادقی  | 

خوارج و اهل نهروان به گفته خود امام علی (ع) با اصحاب معاویه تفاوت داشتند.امام اصحاب معاویه را افرادی می داند که در جستجوی باطلند ولی نهروانیان را افرادی می داند که حق را جستجو می کنند ولی گمراه شده اند.

نکته مهمی که از اینجا بدست می آید این است که ممکن است کسی به خاطر رضای خدا حجت خدا را از بین ببرد و یا عملا" به مبارزه با اولیای خدا بپردازد در حالی که فکر می کند در راه حق گام برمی دارد.چنین افرادی شاید مانند خوارج در نماز و روزه و شب زنده داری و ... نظیر نداشته باشند ولی چون از آگاهی کافی برخوردار نیستند و از عقل خود به درستی استفاده نمی نمایند و در تحلیلهای خود مسیر اشتباه را می پیمایند خداوند هم آنها را گمراه کرده و عاقبت برخی از آنها را جزو شقی ترین افراد می گرداند.

شب قدری با خودم داشتم فکر می کردم که واقعا" این مردم عراق چه جور مردمی بودند که علی که اسطوره ی صبر و بزرگمنشی و حلم و... بود سر به چاه می کرد و دردهای خویش را با چاه می گفت.البته با ورق زدن نهج البلاغه به خوبی علت امر آشکار می شود.امام علی پس از فریب خوردن اینها در مقابل حیله عمر و عاص در صفین به آنها می گوید:یا اهل العراق:شما به زن بارداری می مانید که در آخرین روزهای بارداری خویش جنین خود را سقط کند و سپس سرپرست این زن بمیرد و مدتها بدون شوهر باقی بماند و میراث او را خویشاوندان دور غارت کنند.آگاه باشید من با اختیار خود به سوی شما نیامدم بلکه به طرف دیار شما کشانده شدم به من خبر دادند که میگویید علی دروغ میگوید.

خدا شما را بکشد.بر چه کسی دروغ روا داشته ام؟آیا به خدا دروغ روا داشتم در حالیکه اولین کسی هستم که به او ایمان اوردم و یا به پیامبرش؟در حالی که من اولین کسی هستم که او را تصدیق کردم.نه به خدا هرگز!!!!!

آنچه گفتم واقعیتی است که شما از دانستن آن دورید و شایستگی درک آن را ندارید.مادرتان به عزایتان بنشیند.پیمانه علم را به شما به رایگان بخشیدم.اگر ظرفیت داشته باشید.و به زودی خبر ان را خواهید فهمید.

خیلی جالب و تاسف بار است.فکرش را بکنید امام جمعه یک شهر و یا مثلا" رهبری یا رئیس جمهور و...در یک تریبون عمومی به مردم بگوید "خدا شما را بکشد".

.

+ نوشته شده در  شنبه 1388/06/21ساعت 7:55  توسط رحمان صادقی  | 

حتما" یادتان می آید که در اردیبهشت 86 در دانشگاه امیرکبیر غائله ای به نام "نشریات موهن " پیش آمد.الان دیگر آبها از آسیاب افتاده و بیش از دو سال از آن ماجرا می گذرد.اینکه چرا سر این موضوع را باز کرده ام به این دلیل است که در آن هنگام مطلبی در محکومیت دانشجویان دگر اندیش امیرکبیر نوشته بودم.فکر می کنم مطلبم منصفانه نبود.اکنون قصد اصلاح آن را دارم.

در مورد اینکه این دانشجویان و لیدرهای فکری آنها مانند سروش و...اعتقاد درستی به اسلام(به معنای اسلامی که حضرت محمد آورد.و قرائتی که حضرت محمد و ائمه از اسلام داشتند) ندارند بحث نمی کنم.ولی این را می دانم که داشتن یک تفکر دلیل کافی و لازم برای آوردن آن روی برگه های کاغذ و نوشتن نشریه نمی شود.اینکه پس از انتشار نشریات مدیر مسئولان نشریات منتشره را جعلی بدانند و پس از چند ماه زندان و بازداشت در نهایت در دی ماه همان سال در دادگاه تبرئه شوند را می توان بدین معنی گرفت که بازداشت آنها (آنهم به مدت طولانی) کار غلطی بوده و حال که بیخودی بازداشت بوده اند لااقل غرامت و خسارت ناشی از آبروریزی و زندان و... باید توسط حکومت به آنها پرداخت شود.

البته جالب اینجاست که این سه دانشجو پس از تبرئه هم آزاد نشدند.در عجبم از کارهای مسئولین!!!در نهایت آنها پس از سپری کردن یک سال و چند ماه حبس آزاد شدند.(قبل از آنکه مدت حبس واقعی آنها به پایان برسد.)

من در مطلبی که در دی ماه 86 و پس از تبرئه این سه تن نوشتم با استناد به حرفهای وزیر اطلاعات و همچنین شماره های قبلی نشریات منتشره از سوی آنها نتیجه گرفته بودم که کار کار خودشان بوده.ولی اکنون با عرض توبه از خداوند به اشتباه خود پی برده ام و آن دلایل را برای محکومیت آنها کافی نمی بینم.البته خبرهای خبرنامه امیرکبیر در مورد شکنجه های عجیب و غریب آنها(مثلا" فرو کردن تخم مرغ...) را قابل پذیرش نمی دانم ولی احتمالا" با سیلی و...مورد نوازش واقع شده اند.

استغفر الله ربی و اتوب الیه.......دنیای سیاست چه دنیای کثیفی است.خداوندا در این ماه مبارک از گناهان سیاسی و غیر سیاسی خود پوزش می طلبم.


+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/06/12ساعت 7:15  توسط رحمان صادقی  | 

....ب

هیچی....

منظورم اینه که بالاخره تو این همه سال یکبار کیهان حرف آدمی مثل حجاریان رو منطقی خوند.

علتش چی می تونه باشه؟....

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/06/05ساعت 17:10  توسط رحمان صادقی  | 

ضمن تبریک مجدد ماه رمضان

راستش دیگه الان زمان کافی از انتخابات ریاست جمهوری گذشته است و مدعیان تقلب و مدعیان صحت انتخابات به اندازه کافی دلایل درست و غلط برای اثبات حرف خویش آورده اند.پیرامون این موضوع به اندازه کافی بحث شده است و من در اینجا فقط به جهت مقدمه مطلب این نکته را می آورم که رای 24 میلیونی احمدی نژاد صبح شنبه 23 خرداد برای خود من هم غیر قابل تصور بود ولی پس از یکی دو روز تحقیق و سوال از افراد بی طرفی که در شهرها و روستا های گوناگون مسئول برگزاری بوده اند و همچنین بررسی های بعدی در دلایلی که برای تقلب آورده می شد به این نتیجه رسیدم که تقلب موثری رخ نداده است و اگر هم اتفاقی افتاده است در حدی نبوده که رتبه نامزدها را تغییر دهد.پس با این مقدمه که احمدی نژاد 24.5 میلیون رای آورده است بحث را شروع می کنم.(این مقدمه اختصاصا" برای کسانی است که هنوز در صحت انتخابات شک دارند.)

رای 24 میلیونی احمدی نژاد و حوادث پس از آن نتایج جالبی را به ما نشان می دهد.یکی اینکه برخلاف اکثر اعتراضات که توسط طبقه فقیر جامعه به حکومتها انجام می شود در اعتراضات پس از انتخابات گذشته این طبقه ثروتمند جامعه بودند که به حکومت اعتراض کردند.جالبتر اینکه در شرایطی که ثروتمندان در شوک به سر می بردند در برخی جاها خود شاهد بودم که طبقه متوسط به پایین حتی جشن و پایکوبی به راه انداخته بودند.

در برنامه های تبلیغاتی نامزدها و...و به خصوص در مناظره های تلویزیونی که تقریبا" تمامی رای دهندگان آنها را تماشا کردند اکثر انتقادات صحیح و غلط که به احمدی نژاد وارد بود مطرح شد ولی باز هم اکثر مردم به او رای دادند.این نشان می دهد که مردم ایران چیزهایی مهمتر از هاله نور و تورم و...برایشان وجود دارد که در انتخاب فرد مورد نظرشان موثر است.

نکته ی دیگری که حائز اهمیت است این است که آرای احمدی نژاد یک طیف وسیع را در بر می گیرد و صرفا" در دایره بسیجی و طلبه و سپاهی و مسجدی خلاصه نمی شود.زیرا آرا این افراد جامعه از 10 میلیون فراتر نمی رود.انگیزه بقیه افراد را باید در مطلب دیگری جستجو کرد.در این انتخابات حدود 10 میلیون نفر از افرادی که سالها در انتخابات شرکت نکرده بودند پای صندوقهای رای آمدند.بر خلاف توهم اصلاحطلبان که این آرا را جملگی از آن موسوی می دانند شواهد نشان می دهد که حداقل نیمی از این آرا به سبد احمدی نژاد ریخته شده است.دلیل اکثر آنها هم این است که احمدی نژاد جرات کرده است و از مفاسد فرزندان افراد ارشد رژیم اسلامی پرده برداشته است.فارغ از درست یا غلط بودن این اقدام احمدی نژاد آرای ریخته شده به صندوق به واسطه این افشاگری ها را می توان به پای عدالتخواهی گذاشت.زیرا نیت رای دهندگان بیرون کشیدن بیت المال از حلقوم بعضی ها بوده است.

از دولت دهم و در راس آن از احمدی نژاد انتظار می رود که حرمت اعتماد مردم را نگه دارند و تا جای ممکن در برنامه ها عدالت را مدنظر قرار دهند.در این ماه مبارک برای موفقیت آنان دعا کنیم.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/06/02ساعت 15:18  توسط رحمان صادقی  |