افغانستانی در دل ایران

باخبر شدم که یکی از نمایندگان پارلمان افغانستان در یکی از محلات مشهد قصد سخنرانی دارد. به همین منظور عازم محله مذکور شدم. با ورود به آن منطقه، انگار از ایران خارج و وارد افغانستان شده بودم. چراکه هشتاد نود درصد قیافه ها افغانی بود. نکته جالب دیگر اینکه حتی یک زن مانتویی در خیابان و کوچه ها یافت نمیشد. همه بلااستثنا چادری بودند و معضل بی حجابی صددرصد مرتفع بود.

در خلال سخنان نماینده مزبور که در انتخابات اخیر پارلمان افغانستان یکی از بالاترین آرا را کسب نموده است، نکات بدیعی بود که برخی از آنها به اختصار ذکر می گردد.

  1. بهترین مهندسان و پزشکان امروز افغانستان افرادی هستند که در ایران تحصیل کرده اند.
  2. برخی از مهاجرینی که از ایران برمی گردند، فحشا و اعتیاد را با خود به افغانستان می آورند.
  3. کسانی که از ایران برمی گردند به دلیل داشتن لهجه ایرانی در استخدام ادارات مورد تبعیض واقع می شوند.
  4. اختلافات قومی، مذهبی، حزبی و... در افغانستان زیاد است و همین عامل بسیاری از عدم پیشرفتهاست.
  5. عدم دسترسی افغانستان به آبهای آزاد موجب شده است که پاکستان سر هر مسئله ای از این قضیه سوء استفاده کرده و بدین ترتیب صادرات محصولات کشاورزی افغانستان با اختلال مواجه شود.
  6. فساد سیاسی و اقتصادی در حکومت به گونه ای است که مانند دوران اشکانی و سلجوقی و...حکومت ولایات و فرمانداری ها، نرخ دارد.
  7. آزادی های مدنی و سیاسی امروز در افعانستان کم نظیر است و طی این چند سال حکومت هیچ کس را به جرم توهین به رئیس جمهور و دیگر مقامات بازداشت نکرده است.
  8. اقلیت های مذهبی مراسم های خود را با تمام دبدبه و کبکبه برگزار می کنند و از جانب حکومت برای آنها محدودیتی اعمال نمی شود.
  9. مردم به شدت از مسائل تشنج آفرین گریزانند و خوش دارند که مسائل را از طریق مذاکره و تفاهم حل کنند.
  10. این کشور در سالهای اخیر در حوزه تحصیلات و آموزش عالی پیشرفت زیادی داشته است.
  11. افغانستان در بهبود سلامت عمومی نیز پیشرفت داشته است و تیمهای واکسیناسیون تا دورترین نقاط این کشور حضور می یابند.

پی نوشت: امیدوارم سال ۱۳۹۱ بر تمام ایرانیان افغانی ها و دیگر مللی که نوروز را گرامی می دارند سالی خجسته و سرشار از خیر و برکت باشد.

خوشا به حالت ای "بهشت رضا"

قبلا" در این وبلاگ متنی درباره محمود کاوه نوشته بودم. یکی دو روز قبل برای زیارت تربت پاکش راهی بهشت رضا شدم. قبل از رسیدن به مدفن کاوه، با آرامگاه شهید برونسی روبرو شدم. شهید برونسی علیرغم بی سوادیش درسهای بی مانندی برای ما دارد. یکی از درسهایش این است که صرفا" به رفع تکلیف اکتفا نکنیم. صرفا" به انجام وظیفه اکتفا نکنیم. برخی جاها می توان با توسل و دست به دامان اهل بیت شدن، دقیقا" جایی که از لحاظ مادی، امکان فتح وجود ندارد، یک پیروزی شیرین به دست آورد. خلاصه اینکه سر به سنگ مزار استاد برونسی گذاشتم و از او خواستم دست ما را هم بگیرد.

جای تاسف است که برای کشاندن زائرین مشهد مقدس به موجهای آبی و آرامگاه فردوسی و خواجه ربیع و باغوحش کوهستان و... تبلیغاتی وجود داشته باشد، اما زیارتگاه این شهیدان، توسط تورهای زیارتی توصیه نشوند. این درحالیست که در مشهدالرضا بعد از حرم رضوی، بهترین جا برای زیارت همانا قبور مطهر کاوه و برونسی است. چراکه اینها برای زائرین مصداق اسوه حسنه هستند. امکان ندارد کسی کاوه و برونسی را بشناسد و عاشقشان نشود و سعی نکند در رفتارش به آن بزرگواران متمایل نشود.

سر مزار شهید کاوه، یک دختربچه بامعرفت، سفره هفت سین کوچکی قرار داد و رفت. جمله ای در متن قبلی نوشته بودم و اینجا باز روی آن تاکید میکنم. "کاوه به ما نشان داد که میتوان در همین سنین جوانی راه صدساله را یک شبه طی کرد".

هنوز در جوار آرامگاه کاوه بودم که یکی از دوستان آمد و گفت:"قبر شهید بابانظر (منظور همان شهید نظرنژاد است)  اینجاست". برخاستم و با او همراه شدم تا به تربت شهید رسیدیم. سر مزار ایشان، دو پیرمرد و یک بانو نشسته بودند. کنار یکی از پیرمردها نشستم و سر صحبت را با ایشان باز نمودم. میگفت که من عموی شهیدم و آن یکی مرد، برادر شهید و آن بانو، دختر بنده و همسر شهید است.

از شجاعت و قدرت کم نظیر شهید میگفت. از اینکه یکبار در اثنای جنگ، شهید پشت یک میدان مین ایستاد. ناگاه دستی بر شانه خود احساس کرد. برگشت و عربی را دید که به وی توصیه میکند پیشروی کند و نگران نباشد.

از جانبازی و رزم تن به تن او با عراقی ها میگفت. از اینکه با آغاز جنگ، تقریبا" تمام مردهای فامیلشان به جبهه رفتند (سی و چند نفر) و از دیگر صفات برجسته شهید یاد نمود.

در انتها بر دستان پیر آن مجاهد به نیابت از دستان شهیدپرور پدر و مادر شهید، بوسه زدم تا بدانند که ما قدردان تربیت چنین شیرمردانی هستیم.

خوشا به حالت ای "بهشت رضا" که مردانی والامقام تر از ملائک را در آغوش گرفته ای.

مهمترین راه پیشگیری از طلاق

راههای پیشگیری از طلاق --- -- - ازدواج پایداریکی از دوستان ازدواج کرده بود. چندماه بعد روزی سر صحبت در این باره باز شد. میگفت از زن گرفتنش مثل سگ پشیمان است. به او گفتم: امام حسن و امام جواد علیهما سلام که بهترین مخلوقات خدا بودند، زنانی چون جعده و ام الفضل داشتند. حال نه تو از آن دو امام بالاتری و نه همسر تو از آن دو زن پست ترند. پس رفتار کریمانه آن دو بزرگوار را با آن دو خبیث الگو قرار بده و با همسرت به یهترین شیوه تعامل کن.

چندی بعد این دوستم را دیدم. میگفت:" همان حرفی که در مورد مقایسه با جعده و... گفتی، خیلی به دردم خورد."

بنده فکر میکنم اگر به ازواج نه به چشم "خریدن یک گاو برای یک قالب پنیر"، نه به چشم "گرفتن یک خدمتکار"، نه به چشم "داشتن یک شریک زندگی"، و نه به خیلی از چشمهای دیگر نگاه نشود و فقط به چشم "یک آزمون الهی" به آن نگاه شود، آنگاه اگر همسر ما کمالاتش به حضرت آسیه برسد، خدا را شکر میکنیم که چنین زنی نصیب ما فرموده است و اگر معایبش به جعده برسد، باز هم خدا را شکر میکنیم که از طریق تحمل بدرفتاری های چنین زنی به کمالات میرسیم. این یک بازی دو سر برد با پیروزی قطعی است.

پی نوشت:شاید نیازی به بیان نباشد که برای بانوان نیز چنین مقایسه ای امکانپذیر است. اگر مرد آنها خوب بود که فبها. اگر بد بود، از فرعون که بدتر نیست. آسیه او را تحمل کرد. اصلا" من فکر میکنم اصلی ترین عاملی که باعث شد حضرت آسیه جزو چهار زن برتر عالم محسوب شود، همین همسری او با فرعون بوده است که زمینه ایجاد امتحانات سختی برای حضرتش شده است.

آیا انرژی هسته ای بعد از اتمام نفت به درد ما خواهد خورد؟

انرژی هسته اییکی از دلایل اصلی حکومت جمهوری اسلامی برای دستیابی به فناوری هسته ای تولید انرژی می باشد. حکومت در مقابل کسانی که ایران را به دلیل دارا بودن منابع فراوان نفت و گاز، فاقد نیاز به انرژی هسته ای می دانند، اعلام کرده است که بالاخره نفت و گاز روزی تمام خواهد شد و آنوقت ما نمی خواهیم از لحاظ انرژی به بیگانگان وابسته شویم.

بنده از اینکه جمهوری اسلامی چه میزان ذخیره اورانیوم دارد، مطلع نیستم. اما همینقدر می دانم که میزان اورانیوم موجود در جهان با روند مصرف کنونی حدود 50 سال دیگر به پایان میرسد. یعنی تقریبا" برابر با مدت زمانی که برای اتمام ذخایر نفت جهان پیش بینی شده است.

نکته دیگری که در مورد انرژی هسته ای قابل ذکر است، آلاینده های بسیار مضری است که طی فرایند تولید انرژی هسته ای ایجاد می گردد. این آلاینده ها دارای اثرات منفی شدیدی روی محیط زیست هستند و نگهداری آنها نیز هزینه بر و مشکل می باشد.

با توجه به دو نکته ای که ذکر شد، حکومت جمهوری اسلامی اگر قصد حفظ استقلال انرژی دارد و نمیخواهد در آینده دستش را جلوی بیگانگان دراز کند، باید هر چه بیشتر به سمت انرژی های جدید و تجدیدپذیر روی آورد. زیرا همانقدر که سوختهای فسیلی قابل اعتماد نیستند، انرژی هسته ای نیز قابل اعتماد نمی باشد و جوابگوی دائمی آینده نخواهد بود.

پی نوشت:اشتباه می کنند کسانی که از این نوشته تخطئه فعالیتهای هسته ای ایران را برداشت نمایند. این متن صرفا" زنگ هشداری است به دست اندرکاران مربوطه. همین!

بدیهی است که این معضل برای کشورهای صنعتی جهان بسیار بیشتر از ایران است و در صورت اتمام نفت یا اورانیوم، بیشترین آسیب به آنها وارد خواهد شد.

به جهنم که به ما نان بستنی نمیدهند!

تحریم نان بستنیدر صف تست اعتیاد بودم. دو جوان کنار دستم در حال صحبت بودند. یکی شان می گفت که با وجود داشتن یک پارتی، نتوانسته در شرکت بستنی د... (یکی از مشهورترین تولید کننده های بستنی ایران) استخدام شود. زیرا امکان جذب نیروی جدید در واحد مربوطه به دلیل تحریمهای اخیر از بین رفته است. ظاهرا" نوعی نان بستنی که از خارج از کشور وارد میشد، دیگر امکان ورود ندارد و بدین دلیل امکان تهیه یکی از انواع بستنی وجود ندارد.

با فرض اینکه سخنان این جوان درست باشد (که دلیلی برای دروغ گفتنش در دست نیست)، باید خدا را شکر کنیم که در فروش چنین چیزهایی ما را تحریم کنند. تا باشد از این تحریمها باشد! اینگونه تحریمها برکات بسیاری برای کشور دارد که در ادامه به صورت دم دستی چند مورد از این مزایا را بر می شمارم:

1-. کاهش واردات و جلوگیری از خروج ارز از کشور

2-. تقویت تولید داخلی و ایجاد بازار کار جدید (بالاخره دیر یا زود آن کارخانه بستنی سازی به فکر می افتد که با استفاده از متخصصین داخلی همان نان بستنی را تهیه کند)

3-. بی منطق بودن دول غربی بیش از پیش به جهانیان ثابت می شود. یکی نیست بگوید نان بستنی را چه به انرژی هسته ای!