معجزه ای دیگر از کلام علی بن ابیطالب

گاهی در اوقات فراغت نهج البلاغه می خوانم. چند روز قبل مشغول مطالعه خطبه 152 نهج البلاغه بودم. این خطبه که قبلا" نیز مطالعه اش کرده بودم، در باب خداشناسی است. حضرت سخنان زیبایی در باب خداشناسی گفته اند. اما بسیاری از آنها را درست متوجه نمیشدم و برخی را الان هم دقیق نمیفهمم. یکی از این جملات که تا چندروز قبل معنایش را نمی دانستم این بود: "و باشتباههم ان لا شبه له" که معنایش چنین است: " شباهت داشتن مخلوقات به یکدیگر دلیل است که او همتایی ندارد".

راستش به این فکر میکردم که مخلوقات مگر چه شباهتهایی با هم دارند و اصلا" شباهت داشتن مخلوقات چه ربطی به همتا نداشتن خداوند دارد؟ اگر منظور شباهتهای ظاهری مثل داشتن چشم و گوش و پوست و مو باشد که نمی تواند ملاک قرار گیرد. زیرا میزان تفاوتها در این سطح، بسیار بیشتر از شباهتهاست. یا اینکه بین انسان و کره زمین و ستارگان و گیاهان مثلا" چه شباهتهایی می تواند باشد که نشان دهنده تک بودن خالق همه آنها باشد.

البته با پیشرفت علوم تجربی در حال حاضر می توان این جمله علی بن ابیطالب را فهمید. زیرا امروزه آشکار شده است که همه موجودات عالم از قوانین فیزیکی دقیق و مشخصی تبعیت می کنند. به عنوان مثال تمام کرات آسمانی و کهکشانها بر اساس نیروی جاذبه (که علت آن هنوز نامعلوم است) با یکدیگر در تعادلند. این نشان می دهد که تمام کهکشانها دارای یک خالق است. زیرا اگر چند خالق داشتند، هر کدام تحت اراده و قوانین جداگانه ای سیر می کردند. یا اینکه تمام اجرام بررسی شده موجود در جهان از ساختار مولکولی نظام مندی ساخته شده اند که عناصر سازنده آن در یک جدول تناوبی محدود می گنجد و قوانین معینی بر آن حاکم است و جالب تر اینکه همه این عناصر از ذرات زیر اتمی به نام پروتون و الکترون و نوترون و... تشکیل شده اند که خود ذرات یکسانند و فقط تفاوت تعدادشان است که به جهان این همه تنوع می بخشد. این نشان می دهد که تمام عناصر را فقط یک خالق خلق کرده است.

اگر به جانداران نگاه کنیم می بینیم که همه آنها چه به ریزی یک میکروب باشد و چه به درشتی یک انسان یا یک فیل، همگی دارای ساختار سلولی هستند که شباهت سلولهای آنها بسیار قابل توجه است. این نیز جالب است که برخی دانشمندان به جای اینکه از این شباهتهای گاهی بالای 99 درصدی نتیجه بگیرند که تمام این موجودات یک خالق دارند، نتیجه میگیرند که همه اینها دارای یک سرمنشا تصادفی هستند!

بشر 14 قرن قبل که این حرفها را از زبان علی بن ابیطالب میشنید شاید نمی توانست بفهمد منظور حضرت چیست. اما امروزه اگر علی در بین ما نیست، کلام او در میان ماست. حتی اگر علی نیز این جمله را نفرموده بود، انسان عاقل دور اندیش خود باید به چنین نتیجه ای میرسید که نظم دقیق و ساختار یکپارچه جهان هستی نشاندهنده احد بودن خالق است.

اینجاست که باید گفت: " به علی شناختم من به خدا قسم خدا را"

عهدنامه ژنو، نه ذوق زدگی نه شرمندگی

بالاخره بعد از سالها مذاکره بین ایران و شش قدرت جهانی، توافق نامه ای بین هفت کشور امضا شد که بر مبنای آن برای مدت موقت شش ماه هر کدام از طرفین ملزم شدند اقداماتی را در قبال طرف مقابل انجام دهند.

گرچه ایران مجبور است برای مدتی از سرعت پیشرفت برنامه هسته ای خود بکاهد و در برخی بخشها آن را متوقف کند، اما در مقابل دستاوردهایی نصیب کشور شد که نمی توان به راحتی آنها را نادیده گرفت.

آنهایی که دم از قرارداد ترکمنچای میزنند به نظر میرسد در یک فضای بسیار آرمانی سیر می کنند و توجه ندارند که در میان یک ملت 75 میلیونی قرار دارند و باید گام به گام با همین مردم پیش بروند. امروز جمهوری اسلامی در میدان مبارزه با استکبار نیاز به تجدید قوا دارد. وقتی میلیاردها دلار از پول خودمان را به خودمان میدهند و قدری تحریمها را تخفیف می دهند، اقتصاد کشور فرصت تنفس پیدا می کند. اکنون تنفس اقتصادی نسبت به چرخش سانتریفیوژها اولویت بسیار بسیار بسیار بیشتری دارد.

از سوی دیگر برخی افراد از توافق ذوق مرگ شده اند. چنین افرادی عمدتا" درک درستی از میدان مبارزه ندارند. آنها اساسا" از مبارزه بدشان می آید و می خواهند یک زندگی مرفه و بدون دغدغه و ترس از جنگ و ناامنی داشته باشند. اما متوجه نیستند که حتی اگر به فکر مادیاتشان نیز باشند، باید حفظ ظاهر کنند و طوری وانمود نکنند که دشمن خیال کند مردم ایران شکمشان را بر آرمانهایشان ترجیح می دهند. چراکه هرچه ما را بیشتر به دنیا وابسته ببینند، دستشان را بیشتر بر گلوی ما میفشارند. ضمن اینکه اتفاق خاصی نیفتاده است. بخش اندکی از پول خودمان و حق خودمان را به ما پس داده اند.

محمدجواد ظریف برای مذاکره دارای سه مزیت نسبت به سعید جلیلی می باشد. یک اینکه ظریف بی نیاز از مترجم است. دوم اینکه ظریف سالها در آمریکا زندگی کرده است و به خوبی با فرهنگ غرب آشناست. سوم اینکه دیدگاه ظریف عملگرایانه تر است و این باعث میشود امکان حصول نتیجه بیشتر شود. سعید جلیلی مهره ارزشمندی برای کشور است ولی نه در جایگاه رئیس تیم مذاکره با ابرقدرتها (حداقل در شرایط فعلی).

خداوند بیش از حد وسع یک ملت از آن ملت توقع ندارد. دین و آرمانهای دینی چیزی نیست که بخواهد با زور پیش برود. اگر چنین بود علی بن ابیطالب به راحتی می توانست با سلاح زور بر جهان آن روز مسلط شود. آیت الله خامنه ای نیز وقتی می بیند مردم به شعارهای روحانی رای داده اند، شرعا" به صلاح نمی بینند که دست دولت را برای اقدامات مدنظر مردم طرفدار دولت باز نگذارند.

مذاکرات ژنو؛ ترکمنچای یا بدر و خیبر؟

الف) آمریکا شیطان بزرگ است. انگلیس و فرانسه و... هم دستیاران او در بدنه استکبار هستند. تجربه دهها ساله ملت ایران و برخی کشورهای دیگر اثبات کننده این امر است، و این یکی از نقاط مشترک بین دیدگاههای موافقان و مخالفان مذاکره در ایران است که آمریکا را صادق نمیدانند و او را شرور میدانند. حال برخی ها این را به زبان می آورند و برخی دیگر مصلحت نمیبینند و ممکن است حتی چیزی مخالف آنچه در دل دارند بر زبان بیاورند.

ب) نه در متون دینی و سیره پیامبر و نه مطابق موازین عقلی، نمی توان دلیلی برای مضر بودن همیشگی مذاکرات برشمرد. حتی ممکن است روزی برسد که جمهوری اسلامی با اسرائیل بر سر یک میز مذاکره بنشیند ( که انشالله چنین روزی هرگز فرا نرسد) اما در عالم سیاست هیچ چیز بعید نیست.

پ) مذاکرات ژنو نه صلح حدیبیه است و نه صلح امام حسن. نه عهدنامه گلستان است و نه ترکمنچای. نه جنگ بدر است و نه فتح خیبر. بلکه تنها و تنها یک مذاکره در شرایط خاص جغرافیایی و تاریخی خودش است که می تواند شباهتها و تفاوتهایی با هر کدام از عهدنامه ها و صلحنامه های تاریخی مذکور داشته باشد. هنر مردان دیپلماسی ایران این است که بتوانند تا جایی که ممکن است شباهتهای ژنو را با بدر و خیبر بیشتر کنند و با گلستان و ترکمنچای کمتر.

ت) نیاز دوطرفه ای وجود داشته است که موجب ایجاد مذاکرات شده است. نیاز ما به دلیل ضعف نظام اقتصادی مملکت است و نیاز آنها ناشی از عدم توانایی تحمل ایران مستقل(از نظر سیاسی) در این منطقه حساس جهان و نیز نیازمندی به کمک ایران برای حل مشکلات منطقه ای شان.

ث) هر چه قدرت منطقه ای مان افزایش یابد، و هر چه اقتصاد مقاومتری داشته باشیم، نتیجه بیشتر و بهتری در مذاکرات عایدمان میشود. پشت لبخندهای دیپلماتها، کینه و دشمنی موج میزند. این مذاکرات فقط معامله ای است بین دو طرف، که تلاش دارند در ازای پرداخت هزینه مشخصی حداکثر سود ممکن را بدست آورند.