بی ترمزی یعنی بیش از آنکه عقل به کار گرفته شود از نقل استفاده شود. آنهم نقلهایی که آمیخته با تفکرات بعضا" اشتباه واسطه ها میشود. بی ترمزی یعنی انجام عمل براساس اینگونه نقل قولها و تحلیلها.

بی ترمزی یعنی مایه ذلت دانستن توافق ژنو بدون داشتن اطلاعات کافی

بی ترمزی یعنی تسخیر سفارت انگلیس و حمایت از آن

بی ترمزی یعنی حمایت کورکورانه از احمدی نژاد در یک زمان و کوبیدن کورکورانه او در زمانی دیگر

بی ترمزی یعنی خائن دانستن مسئولان پذیرش قطع نامه ۵۹۸

بی ترمزی یعنی ... دهها مورد دیگر

من شخصا" از اینکه زمانی بی ترمز بوده ام توبه کرده ام. با اینکه بی ترمزی بی ترمزها خساراتی را متوجه جامعه کرده است اما هنوز هم بی ترمزها را برای حق طلبی شان دوست دارم.

البته یک حسن بزرگ بی ترمزها این است که اکثرا" با فرمان ولی فقیه دست از کار خود میکشند و نظر رهبری را بر نظر خود ترجیح میدهند. اما جالب اینجاست که در برخی موارد حتی نظر رهبری نیز نمیتواند برای بی ترمزها نقش یک ترمز را بازی کند. مثل آن نویسنده کتابهای دفاع مقدس که قبول ختم جنگ را خیانت و کار شیطان و توطئه دشمن دانسته است(برخلاف نظر صریح رهبر وقت و رهبر بعد انقلاب) و یا آن یکی شاعر انقلابی که حامی اشغال سفارت انگلیس بوده و می باشد (باز هم بعد از اظهارنظر صریح رهبر انقلاب)