شش ضلعی انتخابات

انتخابات ریاست جمهوری پیش رو حداقل دارای شش ضلع است. 1. اصولگرایان سنتی 2. احمدی نژاد 3. خاتمی 4. هاشمی رفسنجانی 5. مصباح بزدی 6. محسن رضایی

الف) اصولگرایان سنتی دارای بیشترین تشتت و چندگانگی در میان شش ضلع مذکور هستند. لذا به احتمال بسیار زیاد از این گروه دو یا سه نفر نامزد خواهند شد. به نظر میرسد در این گروه، قالیباف نسبت به سایرین قدرت جذب آرای بیشتری را داراست.

ب) مشایی نماینده تیم احمدی نژاد خواهد بود. زیرا هرکس دیگری را به میدان بفرستند، قدرت رای آوری مشایی را ندارد و شکستشان حتمی خواهد بود. میزان رای مشایی بستگی زیادی به رفتارهای احمدی نژاد در یکی دوماه آینده دارد.

ج) نماینده اصلاحطلبان را هنوز نمی توان حدس زد. از یک سو خاتمی با خطر رد صلاحیت مواجه است و از سوی دیگر افرادی نظیر محمدرضا عارف که از ماهها قبل فعالیت زیرزمینی خود برای حضور در انتخابات را آغاز کرده اند، توان جمع کردن کل آرای اصلاحطلبان را ندارند. لذا احتمال اینکه بخشی از اصلاحطلبان پشت سر گزینه مورد نظر هاشمی رفسنجانی قرار بگیرند زیاد است.

د) هاشمی رفسنجانی شخصا" برای راه یابی به مرحله دوم انتخابات، پتانسیل رای آوری زیادی دارد و در شرایط فعلی که از لحاظ تفرق آرا تا حدودی شبیه شرایط سال 84 است، می تواند به مرحله دوم صعود کند. اما سالخوردگی به او اجازه حضور نمیدهد. بنابرین مجبور است از گزینه دیگری حمایت کند. تجربه نشان داده است که حمایت افراد از نامزدها تاثیر قابل توجهی بر نتیجه انتخابات ندارد و حمایت هاشمی نمی تواند موجبات رای آوری افرادی نظیر حسن روحانی را فراهم کند.

ه) طرفداران مصباح یزدی که به اصطلاح جبهه پایداری نامیده می شوند، باقری لنکرانی را به میدان انتخابات می فرستند. این موضوع را شاید از یک سال قبل نیز میشد حدس زد. زیرا سعید جلیلی هیچ تمایلی برای حضور در انتخابات از خود بروز نمی داد و دیگر گزینه های جبهه پایداری نیز از لحاظ توان جذب آرای خاکستری جامعه، قدرت رقابت با باقری لنکرانی را نداشتند و ندارند. بخش عمده آرای قشر متدین جامعه به نام باقری لنکرانی نوشته خواهد شد. لذا باقری لنکرانی را از همین الان می توان یکی از دو نامزد راه یافته به مرحله دوم دانست.

ی) محسن رضایی همیشه سعی کرده است خود را فارغ از دو جناح سیاسی بداند و فراجناحی عمل کند. همین امر موجب شده است که او پایگاه رای نداشته باشد.

نتیجه: انتخابات به احتمال بسیار زیاد به دور دوم خواهد کشید. اما کدام دو نفر؟! فعلا" نمی توان حدس زد.

آیت الله زاده های ناخلف!

درد دارد. درد. نطفه یک آیت الله که قاعدتا با وضو و نماز شب و راز و نیاز و غذای حلال! و دهها مقدمه چینی دیگر همراه بوده است تبدیل به موجودی پست تر از حیوان شود. اگر یکی بود میگفتیم استثناست. مشکل اینجاست که یکی دوتا نیستند. بالاخره پدربزرگ آدم آیت الله باشد، چنان رانتهایی هم برای آدم فراهم می شود که کارخانه های بزرگ داشته باشد و برای تفریح خانوادگی، کلکسیون سگ ایجاد کند. سگهایی که عمدتا" از خارج وارد شده اند و شاید همان ارز مرجعی که باید به دارو و... اختصاص یابد خرج ویسکی و ودکای این آقازاده ها و خوراک سگهایشان می شود. حکومت اسما" تحت مدیریت آقای خامنه ای است. اما این پسران نوح کوچکترین اعتقادی به اسلام ندارند و قلب سیاهشان سرشار از نفرت نسبت به خامنه ای و خمینی است. اینکه چطور در این سیستم میخورند و مینوشند و به خمینی و خامنه ای بد میگویند و کسی هم متعرضشان نمیشود جای تامل دارد. کاش قانون در مملکت ما جایگاهی محکم داشت و میتوانست دست و پای آیت الله زاده ها را نیز ببندد. زمانی فکر میکردم که از خود نسل صالحی برجای خواهم گذاشت. حال میبینم فلانی که عارف واصل بود، نسلش چنین به جهنم رهسپارند، ما در این دوره و زمانه خودمان را هم جمع کنیم و تا آخر عمر در مسیر حق بمانیم شاهکار کرده ایم.

مشکل فراتر از وابستگی به نفت است

از میان انواع گوناگون تحریمهایی که علیه ایران وضع شده است، تحریم نفت بیش از همه خودنمایی می کند. چراکه بودجه عمومی مملکت از طریق همین پول نفت تامین میشود. این وابستگی یک مشکل اساسی است اما اساسی تر از این مشکل برای اقتصاد هر کشوری که بخواهد مستقل از دیگران باشد، در هم تنیدگی اقتصاد کشورهای مختلف جهان با یکدیگر است که کار را بر چنان کشوری سخت خواهد کرد. لذا به طور حتم می توان گفت اگر همین تحریمهایی که علیه ایران اعمال شده است، علیه یک کشور پیشرفته نظیر ژاپن یا استرالیا اعمال میشد، سقوط اقتصادی آن کشور را در پی داشت.

شاید بتوان جایگزینی برای پول نفت از طریق مالیات گرفتن از مردم و صادرات دیگر محصولات پیدا کرد ( که آن هم با تن پروری و بی برنامگی سیستمی نمیشود و به معنای واقعی کلمه نیازمند جهاد است) ولی کار سختتر این است که اقتصاد خود را به صورت جزیره ای جدای از جامعه جهانی اداره کنیم. یعنی هیچ ماده اولیه ای از خارج وارد نکنیم، هیچ نوع تجهیزی از خارج نخریم، هیچ نوع فناوری از شرکتهای خارجی نخریم و... .

انجام کامل چنین اموری در حال حاضر و شاید در آینده چند ده ساله جز با معجزه امکانپذیر نباشد. بنابراین نمی توانیم در کوتاه مدت خود را از ضربات دشمن محفوظ بداریم. اما نظر به اینکه بسیاری از دولتهای غربی از تحریم ایران متضرر شده اند و مشکلات اقتصادی دیگری نیز گریبانشان را گرفته است، امید میرود که دست آنها در اعمال فشار بیشتر بر ایران بسته شود، چنانکه تاکنون سه بار سه فرصت شش ماهه برای معافیت از تحریم نفتی ایران به برخی از کشورهای اروپایی و آسیایی داده اند.

البته این نگاه خوشبینانه به ماجراست. چراکه عملا" ملتهای متضرر از تحریم ایران در تصمیم گیری ها هیچکاره هستند و تصمیم سازان همان یهودیان کینه توز و مسیحیان صهیونیست آمریکا هستند که به شدت بر تشدید تحریمها تمایل دارند.