آیت الله زاده های ناخلف!
درد دارد. درد. نطفه یک آیت الله که قاعدتا با وضو و نماز شب و راز و نیاز و غذای حلال! و دهها مقدمه چینی دیگر همراه بوده است تبدیل به موجودی پست تر از حیوان شود. اگر یکی بود میگفتیم استثناست. مشکل اینجاست که یکی دوتا نیستند.
بالاخره پدربزرگ آدم آیت الله باشد، چنان رانتهایی هم برای آدم فراهم می شود که کارخانه های بزرگ داشته باشد و برای تفریح خانوادگی، کلکسیون سگ ایجاد کند. سگهایی که عمدتا" از خارج وارد شده اند و شاید همان ارز مرجعی که باید به دارو و... اختصاص یابد خرج ویسکی و ودکای این آقازاده ها و خوراک سگهایشان می شود.
حکومت اسما" تحت مدیریت آقای خامنه ای است. اما این پسران نوح کوچکترین اعتقادی به اسلام ندارند و قلب سیاهشان سرشار از نفرت نسبت به خامنه ای و خمینی است. اینکه چطور در این سیستم میخورند و مینوشند و به خمینی و خامنه ای بد میگویند و کسی هم متعرضشان نمیشود جای تامل دارد. کاش قانون در مملکت ما جایگاهی محکم داشت و میتوانست دست و پای آیت الله زاده ها را نیز ببندد.
زمانی فکر میکردم که از خود نسل صالحی برجای خواهم گذاشت. حال میبینم فلانی که عارف واصل بود، نسلش چنین به جهنم رهسپارند، ما در این دوره و زمانه خودمان را هم جمع کنیم و تا آخر عمر در مسیر حق بمانیم شاهکار کرده ایم.
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۹۲/۰۱/۲۳ ساعت 16:53 توسط .
|
"دانشجوی بیدار" کشکولی است از تراوشات ذهنی دانشجویی که سعی میکند بیدار باشد. دانشجویی نه تنها یک دوره تحصیلی که یک عنوان است برای گروهی از انسانها. چراکه انسانها به سه دسته تقسیم میشوند: یا عالمند یا دانشجو و باقی در جهل و تاریکی به سر میبرند و صد رحمت به یک گله گوسفند.