ضرورت تغيير مكان اقامه نماز جمعه مشهد

مسجد گوهر شاد محل برگزاری نماز جمعه مشهدسپاس خدايي را كه به ما كه توفيق داد يكي دو سالي را زير سايه علي بن موسي الرضا(ع) روزگار بگذرانيم. و اما بعد...

به جرات مي توانم بگويم بنده از وقتي به مشهد آمده ام هيچگاه نشده است كه نماز جمعه ام ترك شود. اين را از آن روی گفتم كه بدانيد در تمام شرايط آب و هوايي و فصول مختلف و صحن ها و مكان هاي مختلف حرم و پاي منبر آقايان علم الهدي، فرزانه و حسيني و زير برف و باران و تابش آفتاب و... نماز جمعه را در حريم رضوي تجربه كرده ام. در اين مدت متوجه نقاط ضعفي شده ام و وظيفه خود مي دانم كه اين انتقادات را ابراز كنم. اميد كه شرايط موجود اصلاح شده و اين مشكلات رفع شود.

شايد بهترين مكان ممكن براي برگزاري نماز جمعه در كشورمان، می تواند حرم علي بن موسي الرضا(ع) باشد كه در شرايط فعلي احتمالا" نامناسبترين جاي ممكن است. به دلايل متعدد زير:

  1. در ساير شهرها فقط افرادي در محل نماز جمعه حاضر مي شوند كه قصد اقامه نماز جمعه را دارند. ولي بسياري از كساني كه در نماز جمعه مشهد شركت مي كنند، زائرين امام رضا(ع) هستند كه شايد در طول عمرشان يك بار هم در نماز جمعه شركت نكرده باشند. به همين دليل خيلي از آنها احكام نماز جمعه را نمي دانند، هنگام خطبه ها نماز مستحبي مي خوانند، با هم حرف مي زنند و... كه تمام اينها سبب اخلال در توجه افراد حاضر در نزديكي آنها مي شود.
  2. در اكثر شهرها نماز جمعه در يك مسجد و يا يك سوله و يا يك حياط بزرگ برگزار مي شود و اكثر مومنين و مومنات  امكان رويت خطيب جمعه را دارا مي باشند. اين تماس چشمي بسيار در تمركز ذهني نمازگزاران و توجه آنها به خطبه ها موثر مي باشد. ولي در حرم مطهر رضوي، امام جمعه در رواق امام خميني خطبه مي خواند و تنها حاضرين در رواق از فيض رويت او بهره مي برند. ولي اكثريت افراد در رواق هاي جانبي،مسجد گوهر شاد و صحن هاي اطراف مي نشينند و اين فيض از آنان سلب مي شود.
  3. وجود فواره ها و آب نماها در صحن ها باعث مي شود كه بزرگسالان براي آب خوردن و اطفال براي بازي كردن كنار اين حوض ها جمع شوند. نتيجه اينكه سرو صداي آب با جيغ و دادهاي اطفال در هم مي آميزد. (اين مشكل به طور خاص در صحن مسجد گوهرشاد وجود دارد. مخصوصا" الان كه اين صحن مسقف شده است)
  4. از اواسط بهار تا اواخر تابستان، نمازگزاران حاضر در صحن هايي مانند آزادي و... شرايط سختي را تحت تابش شديد آفتاب سپري مي كنند. مخصوصا" اينكه ماه رمضان هم در دل تابستان قرار دارد و ديگر آبي در بدن روزه دار نمي ماند. ما از امام جمعه محترم و ساير دست اندركاران انتظار نداشته و نداريم كه شرايط ما مستمعين را درك كنند، چون آنها يا زير سايه و باد كولر قرار دارند و يا اگر هم در حياط باشند، حداقل زير يك سايه اي يا كنار ديواري ايستاده اند و بنابراين هيچگاه نميروند پيگيري كنند كه مشكلات نمازگزاران كمتر شود. اين وظيفه خود نمازگزاران است كه اين مسئله را پيگيري نموده و به عنوان يك مطالبه از مسئولين برگزاري نماز جمعه درخواست پاسخ مناسب داشته باشند.

راه حل چيست؟

آنچه كه به ذهن ناقص بنده مي رسد اين است كه مكان برگزاري نماز جمعه تغيير كند. براي اينكه نمازگزاران از فيض حضور در حرم مطهر رضوي بي بهره نباشند، مي توان براي يكي دوتا از صحنهاي بزرگ حرم (مثلا" صحن غدير و...) سايه بان قرار داد و نماز جمعه را در آنجا برگزار كرد. باتوجه به اينكه آستان قدس رضوي ماهانه ميلياردها تومان گردش مالي دارد، قاعدتا" نبايد در اين زمينه مشكلي داشته باشد و اين كار را مي تواند طي چند روز به اتمام برساند. برگزاري نماز جمعه در يك صحن جانبي باعث ميشود از حضور افرادي كه ناخواسته در نماز جمعه شركت مي كنند جلوگيري شود. به هر حال اگر به جاي 60 هزار نفر، 50 هزار نفر در نماز جمعه شركت داشته باشند بهتر از اين است كه 60 هزار نفر باشند ولي نمازگزاران نفهمند كه چه گفته شد و چه خوانده شد.

لازم به ذكر است كه برخي از اين انتقادات را به خادمين علي بن موسي الرضا(ع) گفته بودم ولي طوري جواب مي شنيدم كه انگار قرار نيست تحولي صورت بگيرد. لذا با رسانه اي كردن اين موضوع اميددارم كه توجه بيشتري از سوي ديگر نمازگزاران انجام شود كه اين كار به نفع همه ماست.

ارسال اين نامه براي ستاد نماز جمعه مشهد

رونوشت براي آستان قدس رضوي

كدام سيلي نقد و حلواي نسيه

خلاصه اي از متن به صورت روابط رياضيمعصومين(ع) فرموده اند ما به اين دليل گناه نمي كنيم كه زشتي گناه برايمان عيان است و به عبارتي گناه كردن براي ما مثل خوردن سم است. بديهي است كه هيچ آدم عاقلي حتي فكر خوردن سم و زهر و نجاست هم به سرش نميزند چه برسد به انجام آن. لذا ما كه نميتوانيم آن نجاست گناه را ببينيم، يا بايد سعي كنيم ديده خود را باز كنيم و يا اينكه از راههاي ديگري به اين نتيجه برسيم.

به طور كلي براي زندگي دنيوي و سزاي اخروي افراد چهار حالت زير را مي توان تصور كرد. تمام افراد بايد منطبق با يكي از حالات زير برنامه دنيا و آخرت خود را تنظيم كنند.

  1. حلواي نقد، سيلي بي نهايت: در اين حالت شخص در دنيا بدون ترس از عذاب الهي و وجدان شخصي يا اجتماعي هر كاري دلش ميخواهد انجام ميدهد و انواع گناهان را مرتكب مي شود و در آخرت مرتكب مجازات ابدي مي شود.
  2. حلواي نقد، بدون حيات اخروي: در اين حالت فرد در دنيا به عيش و نوش مي پردازد و كاملا" از خدا غافل است ولي پس از مرگ او هيچ مجازاتي نيست و به عبارتي مرگ برايش پايان هميشگي است.
  3. سيلي نقد، بدون حيات اخروي: در اين حالت فرد با رعايت قوانين و حدود الهي از لذتهاي مادي صرفنظر كرده و دچار رنجشهايي مي شود. وقتي كه وفات كرد زندگيش براي هميشه تمام مي شود و از آخرت خبري نيست.
  4. سيلي نقد، حلواي بي نهايت: در اين حالت فرد در دنيا قوانين و حدود الهي را رعايت مي كند و وقتي از دنيا رفت وارد بهشت ميشود و از نعمتهاي الهي به صورت بي نهايت و ابدي بهره مند مي گردد.

سرنوشت حالت اول بديهي است. هيچ صاحب شعوري حاضر نيست به خاطر ۶۰-۷۰ سال لذت تا ابد در جهنم عذاب بكشد. حالت دوم و سوم چندان فرقي ندارند. چون اين دنيا خيلي كوتاه است و در چشم به هم زدني تمام مي شود. كافيست به مدت زمان زندگي خود فكر كنيد و ببينيد كه چقدر زود گذشت اين سالها. بقيه عمر هم همينقدر سريع ميگذرد و ناگهان بانگي برآمد خواجه مرد... ذكر ماجرايي كه فكر مي كنم مربوط به حضرت داوود باشد در اينجا مناسب است. آورده اند كه حضرتش در جايي يك عابد را ديد كه در كنارش يك استخوان جمجمه بود. از او پرسيد اين چيست: عابد جواب داد كه اين استخوان سر مردي است كه در اينجا كتيبه اي از خود برجاي نهاده است و در آن كتيبه آمده است كه اين مرد حاكم بوده و  هزار خانه داشته و هزار نوكر و از هزار زن بهره برداري كرده و نهايت بدين روز رسيده است.

اما ميرسيم به حالت چهارم. شكي وجود ندارد كه سيلي نقد هرچقدر هم تلخ باشد خيلي زود تمام مي شود. مثلا" كسي كه هر روز جوجه كباب ميخورده و كسي كه هر روز صد ضربه شلاق ميخورده وقتي كه ميخواهند بميرند با هم مساويند.(اگر آخرتي نباشد) در حالت چهارم بدترين شرايط اين است كه۶۰-۷۰سال زنگي به سيلي خوردن سپري شود و بعد از آن تا ابد حلوا بخوري. گرچه بازهم ارزش دارد و اتفاقا" خدا گفته كه شما هر چه بيشتر به خاطر من سيلي بخوري من حلواي مرغوبتري به تو خواهم داد. قطعا" هر عاقلي مي فهمد كه حالت چهارم بهترين حالت براي زندگي است. زيرا زندگي دنيا بازيچه اي بيش نيست و خوب يا بد بالاخره تمام ميشود. آنچه كه ميماند نتيجه اعمال است كه در آخرت نمود پيدا ميكند. حتي اگر بگويند يك هزارم درصد احتمال دارد كه آخرتي باشد، باز هم انسان عاقل حالت چهارم را براي زندگي انتخاب مي كند. حال آنكه احتمال وقوع قيامت با توجه به شواهد و قراين نه يك هزارم درصد كه صددرصد است.

پي نوشت: اين متن را از حديثي منتسب به حضرت اميرالمومنين(درود خدا بر او باد) اقتباس كرده ام. اميد آنكه از اين به بعد كمتر مرتكب معاصي شويم. در هر حال باز هم بايد چشم به دستان باكفايت ساقي كوثر داشته باشيم كه شهريار شاعر چه عالي سروده است :

مگر اي سحاب رحمت تو بباري ار نه دوزخ . . . . به شرار قهر سوزد همه جان ما سوي را

عمار ماييم يا آن دانشمند مسيحي؟

سالروز ميلاد تنها كسي كه خدا بهش افتخار داد توي خونه خودش به دنيا بياد رو تبريك ميگم"اي دنيا! اي دنيا تو را چه ميشود كه تمام امكانات و نيروهاي خود را جمع كني و در هر عصري فقط يك نفر مثل علي بن ابيطالب را با آن عقلش، قلبش، قلمش و ذوالفقارش به بشريت هديه كني."

كاملا" آشكار است كه گوينده اين سخن شيعه نبوده است. چراكه هر شيعه اي ميداند علي بين ابيطالب هنوز در عالم بشريت حضور دارد. علي يك روح است در دوازده بدن. بشريت قدرناشناس يازده كالبد را از علي گرفتند و اكنون علي در آخرين كالبد خود به انتظار نشسته است. اگر در صدر اسلام اولين علي را 25 سال خانه نشين كردند، ما اكنون بيش از يازده قرن است كه آخرين علي را خانه نشين كرده ايم و بر ذوالفقار او گرد و غبار نشانده ايم.

اين روزها همه ادعاي عمار بودنشان مي شود. عمار حداقل خصوصيتش اين بود كه علي را به خوبي ميشناخت. كسي كه علي را نشناسد و وارد بازي سياست شود، هيچ بعيد نيست كه به جاي عمار، ابن ملجم شود. ابن ملجم خود قاري قرآن بود و مبلغ دين. او يكي از مبلغين اعزامي به مصر بود كه وقتي فهميد علي قصد جهاد دارد، از سفر چشم پوشيده و به ياري علي شتافت. اما اي كاش هرگز علي را نديده بود. اي كاش ميمرد و پدر امت را درك نميكرد.

از وقتي نايب الامام خامنه اي ماجراي عمار ياسر را به امت آخرين علي يادآوري كرده است، نام عمار رايج شده. سايتهاي عماريون و عمارنامه و... تاسيس شد.قرار گاه عمار ايجاد شد. وبلاگهاي بسياري با اين عنوان، جوايز و جشنواره ها و حرف و حديثهاي بسيار در اين باره. اما كمتر كسي به اين فكر ميكند كه عمار حداقل علي را به درستي ميشناخت. آخر كسي كه هنوز يك بار هم نهج البلاغه علي را نخوانده است، چگونه ادعاي عمار بودن دارد؟ لذا من معتقدم آن مسيحي كه حداقل 200 بار نهج البلاغه را خوانده است، بهتر علي را مي شناسد و تبعا" اگر قرار باشد كسي عمار باشد، اوست نه امثال ما.

ما هر جمعه براي فرج آخرين علي دعا ميكنيم و بر اين دوري و مظلوميت اشك ميريزيم. اما واقعا" منتظر او نيستيم. علي دوازدهم يكبار اين تجربه را كسب كرده و ديده است كه چگونه قلوب افرادي با او بودند و سيوفشان عليه او. اگر اينگونه نبود شك نكنيد كه او ما را از ديدارش محروم نميساخت. شك نكنيد!

ما براي استخوان در گلوي اولين علي اشك ميريزيم ولي با اعمال ناپسندمان استخوان در گلوي آخرين علي فرو ميكنيم

ما براي خار در چشم اولين علي ضجه ميزنيم ولي خود خار چشم آخرين علي مي شويم.

ما با خواندن خطبه اولين علي كه از قلت ياران نداي "اين عمار اين ابن تيهان اين ذوالشهادتين" مي داد،اندوهگين ميشويم ولي سعي نميكنيم براي آخرين علي عمار باشيم.

به خدا قسم ماهيت اين علي با آن علي فرقي ندارد. اگر به امت صدر اسلام بد و بيراه ميگوييم كه چرا علي را خانه نشين كردند، خب بياييم به خودمان ببينيم چرا علي زمان خود را خانه نشين كرديم

ظاهرا" علي زمان در ديدار يكي از شيعيانش گفته بود كه اگر مردم ايران براي من به اندازه يك ليوان آب خوردن اهميت قائل بودند، فيض حضورم را از آنها دريغ نميكردم. علي زمان براي ظهور خود عمار لازم دارد. آن هم نه يكي و دوتا. آنقدر بايد عمار داشته باشد كه بتواند بر تمام كفر و نفاق فائق آمده و آنها را ريشه كن كند.

شرط نخست عمار شدن، شناخت درست علي است. علي آنقدر جاذبه دارد كه اگر درست بشناسيش خودبخود به دنبالش ميدوي. آن مثال ليوان آبي كه ذكر فرمودند نه به مثابه يك قوطي آب 300 توماني بي ارزش، بلكه به مانند ليواني آب براي انساني كه از فرط تشنگي در حال مرگ است. چنين كسي به هر دري مي زند و حاضر است تمام اموالش را بدهد تا يك ليوان آب بدست آورد. حال منتظر مهدي بايد چنين باشد.

پی نوشت: به دلیل فرارسیدن ایام البیض بنده به مدت سه روز وارد فضای مجازی نمیشم. لذا کامنتهای ارسالی صبح یکشنبه تایید خواهند شد

چرا باید فرهنگ تعدد زوجات را در جامعه پیاده کرد؟

تکمیلی:ابتدا توجه شما خواننده محترم را جلب می کنم به سخنان دو تن از اسلام شناسان در مورد همین بحث تعدد زوجات ازدواج موقت و...

در وبلاگ اشک انتظار بخوانید. . . . . . . . . . . . .  . . . تعدد زوجات از دیدگاه شهید مطهری

سخنان زیبای استاد طاهرزاده درباره ازدواج موقت - مشورت با زنان - زن و عالم عفاف و...

تعدد زوجات ضرورتی اجتماعی استتوجه داشته باشید که این مطلب فقط برای اثبات ضرورت جاافتان فرهنگ تعدد زوجات است وگرنه هر انسان سلیم النفسی باور دارد که تعدد زوجات با هدف بهره وری بیشتر مردان و یا اهدافی مشابه غلط بوده و معضلات دیگری را بوجود خواهد آورد.

یکی از مباحث چالش برانگیز اجتماعی بحث تعدد زوجات می باشد. در زمان های گذشته این نوع زندگی بسیار رواج داشته است. ملل و اقوام بسیاری بوده و هستند که این امر را پذیرفته اند. متاسفانه در دنیای مدرن این موضوع مذموم شمرده شده است و کلیسا آن را غیر مجاز می داند. تحقیقات نشان می دهد که جلوگیری از این پدیده هیچ دلیل عقلی و منطقی نداشته و منجر به نتایج سوئی شده و می شود که تبعات آن را در جوامع امروزی می بینیم.

با توجه به اینکه خداوند ما را آفریده است و بالتبع صاحب اختیار ماست، به ایشان رجوع میکنیم ببینیم چه دستوری در این زمینه دارند. حضرت حق در آیه 3 سوره نساء مجوز این کار را صادر کرده و سیره ائمه معصومین نیز نشان می دهد که این موضوع هیچگونه اشکال و شبهه شرعی ندارد. این نوشتار قصد پرداختن به  برخی مزایای این جواز الهی دارد که می تواند در کاهش مشکلات عظیم اجتماعی موثر باشد. این مزایا به شرح زیرند:

  1. از بین رفتن و یا بسیار کم شدن قشری به نام دختران "ازدواج نکرده در سنین بالا" : پژوهش ها نشان می دهد که تعداد زنان و مردان تقریبا" مساوی است ولی با توجه به اینکه مردان در معرض خطرات بیشتری قرار دارند، تعداد آنها در سنین بزرگسالی کمتر از تعداد زنان خواهد بود. همچنین برخی از مردان گرایشی به ازدواج ندارند که اینها باعث میشود برای درصد کمی از بانوان فرصت ازدواج پیش نیاید.
  2. حل شدن بخشی از معضل زنان مطلقه : با توجه به اینکه اکثر طلاقها در سنین جوانی رخ می دهد لذا خانمهای مطلقه در معرض آسیب بسیاری قرار می گیرند. متاسفانه بخشی از فساد موجود در جامعه (مخصوصا" در شهرهای بزرگ) مربوط به این قشر است. گرچه بخشی از این بانوان مجددا" ازدواج کرده و برخی دیگر تا آخر عمر به تنهایی و به سلامت روزگار می گذرانند، ولی متاسفانه درصد قابل توجهی(20-30 درصد) از این قشر دنبال پیگیری نیازهای غریزی خود از روشهای غیرشرعی می روند. بدیهی است که اگر تعدد زوجات در جامعه رایج بود، بخش قابل توجهی از این افراد هرگز دامن خود را آلوده نمی کردند.
  3. با توجه به اینکه برای تولد هر نوزادی، مادر مجبور است که چند ماه قبل و چند ماه بعد به استراحت بپردازد، لذا وجود یک زن دیگر برای انجام بهتر کارهای خانه و رتق و فتق امور موثر می باشد.
  4. وجود چند زن در خانه خود تمرینی برای رعایت عدالت توسط مردان می باشد. بدیهی است که اگر مرد بتواند در این آزمایش بزرگ سربلند بیرون بیاید، برای رعایت عدالت در اجتماع و در منصبی که دارا می باشد، آماده تر است.
  5. تعدد زوجات می تواند تمرینی برای بانوان باشد که تا حدود زیادی پا روی حسادت و خودخواهی خود بگذارند. بانوان باید بدانند که عشق و محبت چیزی نیست که بتوان آن را تقسیم کرد و نباید اینگونه فکر کرد که شوهرشان با داشتن یک همسر دیگر، نصف سابق به آنها محبت می ورزد. تقسیم تنها در امور مادی امکان پذیر است. لذا ممکن است کسی یک زن داشته باشد و به او محبتی نداشته باشد ولی فرد دیگری چهار زن داشته باشد و همه را بی نهایت دوست بدارد.

توجه کنید که تعدد زوجات برای هر مردی توصیه نمیشود. علاوه بر شرط عدالت تنها کسانی که شخصیت آرام و صبوری داشته باشند می توانند از عهده این کار برآیند. 

برای اینکه بحث یکطرفه نباشد تعدادی از نظرات بانوان را در کامنتها آورده ام.(۵ کامنت اول را خودم ارسال کرده ام) می توانید با خواندن آنها کاملا" مطمئن شوید که زنان برای جلوگیری از تعدد زوجات هیچ دلیل منطقی نمی توانند ارائه کنند.

پی نوشت:سالروز حماسه بی نظیر 39 میلیونی رو تبریک میگم.

خر عيسي گر به دانشگاه شريف رود!

به دانشجويان محترم دانشگاه شريف توهين نشود. متاسفانه غرور بيجاي برخي از همكلاسي هاي شما باعث ميشود كه چنين كاريكاتوري به واقعيت نزديك باشدخدا رحمت كند اين همشهري ما سعدي عليه الرحمه كه فرمود:

خر عيسي گرش به مكه برند . . . . چون بيايد هنوز خر باشد

حالا شده مثل اين 950 نفر كه با امضاي خود خواستار عدم اجراي حكم يك جنايتكار شده اند. در اين زمينه ذكر چند نكته لازم است:

  1. دانشگاه شريف تاكنون هزاران فارغ التحصيل بيرون داده است كه اين 950 نفر در مقابل كل فارغ التحصيلان كمتر از 5 درصد است.
  2. احتمال اينكه اين عده به صورت خودجوش چنين اقدامي انجام داده باشند كم است. كما اينكه پس از انتخابات 88 نيز يك عده با عنوان 400 تن از اساتيد شريف به اصطلاح خود خواستند در اعتراض به آنچه كودتاي انتخاباتي خواندند استعفا دهند كه ندادند. (كي حقوق چند ميليوني رو ول ميكنه به خاطر يه جوزدگي!)
  3. براي اجراي قانون نبايد منتظر موافقت و مخالف اين و آن ماند. مذهبي هاي دانشگاه شريف هم مي توانند يك بيانيه با چند هزار امضا جمع كنند كه فلاني را هرچه سريعتر اعدام كنيد.
  4. يك عده فكر ميكنند كه چون فارغ التحصيل شريف هستند، پس از يكسري حقوق برخوردارند و بايد حرف آنها بيش از ديگران مورد توجه قرار گيرد. اين درحاليست كه پذيرفته شدگان شريف از دو دسته خارج نيستند: يا كساني هستند كه خداوند به آنها بهره هوشي بالاتري داده است و آنها با بيت المال جمهوري اسلامي تحصيل كرده اند و اكثر آنها الان خارج از كشور هستند. يا بهره هوشي متوسطي داشته اند ولي با خر خواني به آنجا رسيده اند و مانند گروه ديگر رفتار كرده اند. عده كمي از آنها هم بيت المال را حرام نكرده و مشغول خدمت به مملكت خودمان هستند.با نهايت تاسف بايد بگويم كه اين اشكال بيشتر از خود سيستم است
  5. شعر سعدي راجع به اين است كه آدم بدذات را حتي اگر به بهترين نحو هم تربيت كني درست نميشود. اين درحاليست كه متاسفانه اگر فردي خوش ذات هم باشد با اين وضعيت آموزش عالي احتمالا" آدم وارد دانشگاه شده و خر عيسي خارج خواهد شد.

مطلب مرتبط:وقتي خر كردن در جامعه دانشگاهي ارزش باشد