كدام سيلي نقد و حلواي نسيه
معصومين(ع) فرموده اند ما به اين دليل گناه نمي كنيم كه زشتي گناه برايمان عيان است و به عبارتي گناه كردن براي ما مثل خوردن سم است. بديهي است كه هيچ آدم عاقلي حتي فكر خوردن سم و زهر و نجاست هم به سرش نميزند چه برسد به انجام آن. لذا ما كه نميتوانيم آن نجاست گناه را ببينيم، يا بايد سعي كنيم ديده خود را باز كنيم و يا اينكه از راههاي ديگري به اين نتيجه برسيم.
به طور كلي براي زندگي دنيوي و سزاي اخروي افراد چهار حالت زير را مي توان تصور كرد. تمام افراد بايد منطبق با يكي از حالات زير برنامه دنيا و آخرت خود را تنظيم كنند.
-
حلواي نقد، سيلي بي نهايت: در اين حالت شخص در دنيا بدون ترس از عذاب الهي و وجدان شخصي يا اجتماعي هر كاري دلش ميخواهد انجام ميدهد و انواع گناهان را مرتكب مي شود و در آخرت مرتكب مجازات ابدي مي شود.
-
حلواي نقد، بدون حيات اخروي: در اين حالت فرد در دنيا به عيش و نوش مي پردازد و كاملا" از خدا غافل است ولي پس از مرگ او هيچ مجازاتي نيست و به عبارتي مرگ برايش پايان هميشگي است.
-
سيلي نقد، بدون حيات اخروي: در اين حالت فرد با رعايت قوانين و حدود الهي از لذتهاي مادي صرفنظر كرده و دچار رنجشهايي مي شود. وقتي كه وفات كرد زندگيش براي هميشه تمام مي شود و از آخرت خبري نيست.
-
سيلي نقد، حلواي بي نهايت: در اين حالت فرد در دنيا قوانين و حدود الهي را رعايت مي كند و وقتي از دنيا رفت وارد بهشت ميشود و از نعمتهاي الهي به صورت بي نهايت و ابدي بهره مند مي گردد.
سرنوشت حالت اول بديهي است. هيچ صاحب شعوري حاضر نيست به خاطر ۶۰-۷۰ سال لذت تا ابد در جهنم عذاب بكشد. حالت دوم و سوم چندان فرقي ندارند. چون اين دنيا خيلي كوتاه است و در چشم به هم زدني تمام مي شود. كافيست به مدت زمان زندگي خود فكر كنيد و ببينيد كه چقدر زود گذشت اين سالها. بقيه عمر هم همينقدر سريع ميگذرد و ناگهان بانگي برآمد خواجه مرد... ذكر ماجرايي كه فكر مي كنم مربوط به حضرت داوود باشد در اينجا مناسب است. آورده اند كه حضرتش در جايي يك عابد را ديد كه در كنارش يك استخوان جمجمه بود. از او پرسيد اين چيست: عابد جواب داد كه اين استخوان سر مردي است كه در اينجا كتيبه اي از خود برجاي نهاده است و در آن كتيبه آمده است كه اين مرد حاكم بوده و هزار خانه داشته و هزار نوكر و از هزار زن بهره برداري كرده و نهايت بدين روز رسيده است.
اما ميرسيم به حالت چهارم. شكي وجود ندارد كه سيلي نقد هرچقدر هم تلخ باشد خيلي زود تمام مي شود. مثلا" كسي كه هر روز جوجه كباب ميخورده و كسي كه هر روز صد ضربه شلاق ميخورده وقتي كه ميخواهند بميرند با هم مساويند.(اگر آخرتي نباشد) در حالت چهارم بدترين شرايط اين است كه۶۰-۷۰سال زنگي به سيلي خوردن سپري شود و بعد از آن تا ابد حلوا بخوري. گرچه بازهم ارزش دارد و اتفاقا" خدا گفته كه شما هر چه بيشتر به خاطر من سيلي بخوري من حلواي مرغوبتري به تو خواهم داد. قطعا" هر عاقلي مي فهمد كه حالت چهارم بهترين حالت براي زندگي است. زيرا زندگي دنيا بازيچه اي بيش نيست و خوب يا بد بالاخره تمام ميشود. آنچه كه ميماند نتيجه اعمال است كه در آخرت نمود پيدا ميكند. حتي اگر بگويند يك هزارم درصد احتمال دارد كه آخرتي باشد، باز هم انسان عاقل حالت چهارم را براي زندگي انتخاب مي كند. حال آنكه احتمال وقوع قيامت با توجه به شواهد و قراين نه يك هزارم درصد كه صددرصد است.
پي نوشت: اين متن را از حديثي منتسب به حضرت اميرالمومنين(درود خدا بر او باد) اقتباس كرده ام. اميد آنكه از اين به بعد كمتر مرتكب معاصي شويم. در هر حال باز هم بايد چشم به دستان باكفايت ساقي كوثر داشته باشيم كه شهريار شاعر چه عالي سروده است :
مگر اي سحاب رحمت تو بباري ار نه دوزخ . . . . به شرار قهر سوزد همه جان ما سوي را
"دانشجوی بیدار" کشکولی است از تراوشات ذهنی دانشجویی که سعی میکند بیدار باشد. دانشجویی نه تنها یک دوره تحصیلی که یک عنوان است برای گروهی از انسانها. چراکه انسانها به سه دسته تقسیم میشوند: یا عالمند یا دانشجو و باقی در جهل و تاریکی به سر میبرند و صد رحمت به یک گله گوسفند.