سالروز ميلاد تنها كسي كه خدا بهش افتخار داد توي خونه خودش به دنيا بياد رو تبريك ميگم"اي دنيا! اي دنيا تو را چه ميشود كه تمام امكانات و نيروهاي خود را جمع كني و در هر عصري فقط يك نفر مثل علي بن ابيطالب را با آن عقلش، قلبش، قلمش و ذوالفقارش به بشريت هديه كني."

كاملا" آشكار است كه گوينده اين سخن شيعه نبوده است. چراكه هر شيعه اي ميداند علي بين ابيطالب هنوز در عالم بشريت حضور دارد. علي يك روح است در دوازده بدن. بشريت قدرناشناس يازده كالبد را از علي گرفتند و اكنون علي در آخرين كالبد خود به انتظار نشسته است. اگر در صدر اسلام اولين علي را 25 سال خانه نشين كردند، ما اكنون بيش از يازده قرن است كه آخرين علي را خانه نشين كرده ايم و بر ذوالفقار او گرد و غبار نشانده ايم.

اين روزها همه ادعاي عمار بودنشان مي شود. عمار حداقل خصوصيتش اين بود كه علي را به خوبي ميشناخت. كسي كه علي را نشناسد و وارد بازي سياست شود، هيچ بعيد نيست كه به جاي عمار، ابن ملجم شود. ابن ملجم خود قاري قرآن بود و مبلغ دين. او يكي از مبلغين اعزامي به مصر بود كه وقتي فهميد علي قصد جهاد دارد، از سفر چشم پوشيده و به ياري علي شتافت. اما اي كاش هرگز علي را نديده بود. اي كاش ميمرد و پدر امت را درك نميكرد.

از وقتي نايب الامام خامنه اي ماجراي عمار ياسر را به امت آخرين علي يادآوري كرده است، نام عمار رايج شده. سايتهاي عماريون و عمارنامه و... تاسيس شد.قرار گاه عمار ايجاد شد. وبلاگهاي بسياري با اين عنوان، جوايز و جشنواره ها و حرف و حديثهاي بسيار در اين باره. اما كمتر كسي به اين فكر ميكند كه عمار حداقل علي را به درستي ميشناخت. آخر كسي كه هنوز يك بار هم نهج البلاغه علي را نخوانده است، چگونه ادعاي عمار بودن دارد؟ لذا من معتقدم آن مسيحي كه حداقل 200 بار نهج البلاغه را خوانده است، بهتر علي را مي شناسد و تبعا" اگر قرار باشد كسي عمار باشد، اوست نه امثال ما.

ما هر جمعه براي فرج آخرين علي دعا ميكنيم و بر اين دوري و مظلوميت اشك ميريزيم. اما واقعا" منتظر او نيستيم. علي دوازدهم يكبار اين تجربه را كسب كرده و ديده است كه چگونه قلوب افرادي با او بودند و سيوفشان عليه او. اگر اينگونه نبود شك نكنيد كه او ما را از ديدارش محروم نميساخت. شك نكنيد!

ما براي استخوان در گلوي اولين علي اشك ميريزيم ولي با اعمال ناپسندمان استخوان در گلوي آخرين علي فرو ميكنيم

ما براي خار در چشم اولين علي ضجه ميزنيم ولي خود خار چشم آخرين علي مي شويم.

ما با خواندن خطبه اولين علي كه از قلت ياران نداي "اين عمار اين ابن تيهان اين ذوالشهادتين" مي داد،اندوهگين ميشويم ولي سعي نميكنيم براي آخرين علي عمار باشيم.

به خدا قسم ماهيت اين علي با آن علي فرقي ندارد. اگر به امت صدر اسلام بد و بيراه ميگوييم كه چرا علي را خانه نشين كردند، خب بياييم به خودمان ببينيم چرا علي زمان خود را خانه نشين كرديم

ظاهرا" علي زمان در ديدار يكي از شيعيانش گفته بود كه اگر مردم ايران براي من به اندازه يك ليوان آب خوردن اهميت قائل بودند، فيض حضورم را از آنها دريغ نميكردم. علي زمان براي ظهور خود عمار لازم دارد. آن هم نه يكي و دوتا. آنقدر بايد عمار داشته باشد كه بتواند بر تمام كفر و نفاق فائق آمده و آنها را ريشه كن كند.

شرط نخست عمار شدن، شناخت درست علي است. علي آنقدر جاذبه دارد كه اگر درست بشناسيش خودبخود به دنبالش ميدوي. آن مثال ليوان آبي كه ذكر فرمودند نه به مثابه يك قوطي آب 300 توماني بي ارزش، بلكه به مانند ليواني آب براي انساني كه از فرط تشنگي در حال مرگ است. چنين كسي به هر دري مي زند و حاضر است تمام اموالش را بدهد تا يك ليوان آب بدست آورد. حال منتظر مهدي بايد چنين باشد.

پی نوشت: به دلیل فرارسیدن ایام البیض بنده به مدت سه روز وارد فضای مجازی نمیشم. لذا کامنتهای ارسالی صبح یکشنبه تایید خواهند شد