عهدنامه ژنو، نه ذوق زدگی نه شرمندگی
بالاخره بعد از سالها مذاکره بین ایران و شش قدرت جهانی، توافق نامه ای بین هفت کشور امضا شد که بر مبنای آن برای مدت موقت شش ماه هر کدام از طرفین ملزم شدند اقداماتی را در قبال طرف مقابل انجام دهند.
گرچه ایران مجبور است برای مدتی از سرعت پیشرفت برنامه هسته ای خود بکاهد و در برخی بخشها آن را متوقف کند، اما در مقابل دستاوردهایی نصیب کشور شد که نمی توان به راحتی آنها را نادیده گرفت.
آنهایی که دم از قرارداد ترکمنچای میزنند به نظر میرسد در یک فضای بسیار آرمانی سیر می کنند و توجه ندارند که در میان یک ملت 75 میلیونی قرار دارند و باید گام به گام با همین مردم پیش بروند. امروز جمهوری اسلامی در میدان مبارزه با استکبار نیاز به تجدید قوا دارد. وقتی میلیاردها دلار از پول خودمان را به خودمان میدهند و قدری تحریمها را تخفیف می دهند، اقتصاد کشور فرصت تنفس پیدا می کند. اکنون تنفس اقتصادی نسبت به چرخش سانتریفیوژها اولویت بسیار بسیار بسیار بیشتری دارد.
از سوی دیگر برخی افراد از توافق ذوق مرگ شده اند. چنین افرادی عمدتا" درک درستی از میدان مبارزه ندارند. آنها اساسا" از مبارزه بدشان می آید و می خواهند یک زندگی مرفه و بدون دغدغه و ترس از جنگ و ناامنی داشته باشند. اما متوجه نیستند که حتی اگر به فکر مادیاتشان نیز باشند، باید حفظ ظاهر کنند و طوری وانمود نکنند که دشمن خیال کند مردم ایران شکمشان را بر آرمانهایشان ترجیح می دهند. چراکه هرچه ما را بیشتر به دنیا وابسته ببینند، دستشان را بیشتر بر گلوی ما میفشارند. ضمن اینکه اتفاق خاصی نیفتاده است. بخش اندکی از پول خودمان و حق خودمان را به ما پس داده اند.
محمدجواد ظریف برای مذاکره دارای سه مزیت نسبت به سعید جلیلی می باشد. یک اینکه ظریف بی نیاز از مترجم است. دوم اینکه ظریف سالها در آمریکا زندگی کرده است و به خوبی با فرهنگ غرب آشناست. سوم اینکه دیدگاه ظریف عملگرایانه تر است و این باعث میشود امکان حصول نتیجه بیشتر شود. سعید جلیلی مهره ارزشمندی برای کشور است ولی نه در جایگاه رئیس تیم مذاکره با ابرقدرتها (حداقل در شرایط فعلی).
خداوند بیش از حد وسع یک ملت از آن ملت توقع ندارد. دین و آرمانهای دینی چیزی نیست که بخواهد با زور پیش برود. اگر چنین بود علی بن ابیطالب به راحتی می توانست با سلاح زور بر جهان آن روز مسلط شود. آیت الله خامنه ای نیز وقتی می بیند مردم به شعارهای روحانی رای داده اند، شرعا" به صلاح نمی بینند که دست دولت را برای اقدامات مدنظر مردم طرفدار دولت باز نگذارند.
"دانشجوی بیدار" کشکولی است از تراوشات ذهنی دانشجویی که سعی میکند بیدار باشد. دانشجویی نه تنها یک دوره تحصیلی که یک عنوان است برای گروهی از انسانها. چراکه انسانها به سه دسته تقسیم میشوند: یا عالمند یا دانشجو و باقی در جهل و تاریکی به سر میبرند و صد رحمت به یک گله گوسفند.