حکیم ابوالقاسم فردوسی . . . ز شیر شتر خوردن و وسوسمار

این مطلب چندان جدی نیست!

تیتر را معمولا" طوری انتخاب می کنند که جذب کننده باشد! مطلب راجع به جناب فردوسی است. امروز در دانشگاه پوسترهایی از فردوسی دیدم و یادم آمد که روز بزرگداشت حکیم طوس نزدیک است. بنابراین بر خود لازم دانستم که جهت تعظیم این بزرگوار مطلبی بنویسم. اول یک رفع شبهه کنم. جناب فردوسی میفرماید:

ز شیر شتر خوردن و سوسمار . . . . . . . . . . .  عرب را به جایی رسیده است کار

که تخت کیانی کند آرزو . . . . . . . . . . . . . . . .   تفو باد بر چرخ گرودن، تفو

این بیتها در اواخر شاهنامه است و فردوسی این مطلب را از زبان رستم فرخزاد گفته است. نه اینکه اعتقاد قلبی خودش را بیان کرده باشد. سوسمار خوری در اسلام حرام است ولی ظاهرا" در صحیح بخاری احادیثی است که برخی از بزرگان دشمنان اهل بیت حتی بعد از ظهور اسلام نیز از خوردن سوسمار لذت می برده اند. (جهت حفظ وحدت بیشتر اشاره نمی کنم!)

آیت الله خزعلی میگفت وقتی سر قبر فردوسی رفتم گفتم: فردوسی؛ در قیامت اگر تو اهل شفاعت شدی مرا شفاعت کن و اگر من اهل شفاعت شدم تو را شفاعت می کنم. از جناب آیت الله پرسیدم، به چه دلیل این حرف را زدی؟ گفت: فردوسی اولین شاعری بود که جرئت کرد و نام علی(ع) را بلند کرد.

اوج ولایتمداری فردوسی را در این بیت می بینیم.

عرب سوسمار خور... ز شیر شتر خوردن و سوسمار . . . عرب را به جایی رسیده است کار . . . که تخت کیانی کند آرزو . . . تفو باد بر چرخ گرودن تفومنم بندهٔ اهل بیت نبی . . . . ستایندهٔ خاک و پای وصی

اگر چشم داری به دیگر سرای . . . . به نزد نبی و علی گیر جای

اوج دشمنی فردوسی با دشمنان اهل بیت(ع) را نیز در این ابیات می بینیم.

نباشد جز از بی‌پدر دشمنش . . . . . . . که یزدان به آتش بسوزد تنش

هر آن کس که در دلش کین علیست . . . . از او زارتر در جان گو که کیست

یقین دان که خاک پی حیدرم . . . . . بر این زاده ام هم بر این بگذرم

جناب فردوسی وجهه ای دارد که هم اسلامگرایان و هم ملی گرایان او را از خود می دانند. دقیقا" مثل خواجه حافظ شیراز که هم عارفی چون حضرت آقای قاضی(ره) او را از اولیاءالله می داند و هم دختر و پسران سوسول سر قبر او تفرج می کنند و هم دراویش معلوم الحال با او حال! می کنند.

حال اگر بخواهیم برای جامعه امروز خود تصمیم بگیریم که اگر فردوسی بود بیشتر به کدام سمت تمایل داشت؟ اسلامگرایان یا ملی گرایان؟! به اشعار شاهنامه که رجوع می کنیم می بینیم که یک پهلوان شاهنامه به خاطر اینکه کمربندش را از چنگال دشمن بیرون بیاورد میرود و جانش را فدا می کند. پس قطعا" در مقابل کسانی قرار دارد که با مقاومت ملی در برنامه هسته ای مخالفند، قطعا" با طرفداران وابستگی به آمریکا مخالفند چه اگر رستم دستان بود امروز باید به جای دیو سفید، کاخ سفید را ویران می کرد.