محمود: به روی چشم اسفندیار جان!اگر بخواهیم برای عالی رتبه ترین مقامات کشور رده بندی قائل شویم، شخص اول و دوم را قانون اساسی مشخص کرده است. بنابراین باید از نفر سوم به بعد بحث کنیم. در بدو امر به نظر میرسد که روسای قوای مقننه و قضاییه و مجلس خبرگان و مجمع تشخیص مصلحت در رده بعدی قرار داشته باشند و احتمالا" یکی از اینها باید سومین مقام عالی باشد.

اما در حال حاضر سومین مقام عالی کشور، اسفندیار رحیم مشایی است. شاید در نظام سیاسی ما رئیس دفتر رئیس جمهور یک مقام درجه دو محسوب شده و شانی پایین تر از وزرا و نمایندگان مجلس و فرماندهان ارتش و سپاه و... داشته باشد، ولی به جرات می توان گفت که در حال حاضر مشایی بعد از سید علی خامنه ای و محمود احمدی نژاد در رده سوم قرار دارد. مشایی سوم است حتی اگر در مناسبتهای رسمی که مقامات درجه یک مملکت کنار رهبری می نشینند، مشایی جایگاهی نداشته باشد. این علو مقام صرفا" به دلیل پیوند با بزرگان و از باب "المحمود منی و انا من محمود" است و بدیهی است که با پایین آمدن محمود احمدی نژاد از صندلی قدرت، مشایی خودبخود سقوط خواهد کرد.

متاسفانه جناب مشایی جنبه این قدرت بیش از اندازه را نداشته و از آن در جهت پیشبرد تفکرات خاص خویش بهره برده است. لذا بسیاری از دلسوزان نظام از ایشان انتقاد کرده و گاه نیز از حد و مرز نقد بیرون رفتند و مشایی را بیش از استحقاقش مورد توجه قرار دادند.

در این باره نظر بنده این است که باید با مشایی مدارا کرد و به عنوان شخص سوم مملکت به او احترام گذاشت. همانگونه که هاشمی رفسنجانی و... نیز برای ما محترمند. برای این عقیده ام نیز فقط یک دلیل کافیست و آن اینکه به فرض ما اسفندیار را از تخت قدرت به زیر کشیدیم! کدام نوشیروان عادلی را پشت دروازه شهر نگهداشته ایم که با سقوط اسفندیار او را بر تخت نشانده و افسار مملکت را به دست او بسپاریم؟! لذا برخوردها و انتقادها باید در چارچوب قانون و انصاف بوده و طوری برخورد نشود که عده ای فکر کنند به جز آرای باطله، هیچکس در جمهوری اسلامی صلاحیت اول شدن ندارد.

پی نوشت: طبق گفته مرحوم فردوسی و برخی دیگر از محققین، انوشیروان عادل نبوده است و اینکه در اینجا از ایشان به عدالت یاد شده صرفا" یک حکایت متناسب با متن است.