در انتظار رجعت تو در این آدینه ایممهدی منتظر نمیخواهد اتفاقا" او خود منتظر است. اصلا" او به میل خود غایب نشده که حالا ما التماسش میکنیم بیاید. این غیبت طولانی را ما و اجدادمان به او تحمیل کرده ایم.

بیش از هزار و صد سال گذشت. هزار و صدسال دیگر هم بگذرد با این وضعی که ما داریم مهدی نمی آید. میدانید چرا؟ چون در طول این غیبت ماها غافلیم و دردی احساس نمی کنیم. در عوض دل مهدی خون است. دلش خون است از اینکه اینهمه نافرمانی از خداوند را میبیند. نافرمانی ها و معصیتهایی که هر کدامشان کافیست که شهری و مملکتی با عذاب الهی نابود شود.

متاسفانه این ماییم که از این غیبت طولانی ضرر میکنیم. مهدی که از طولانی شدن غیبت متضرر نمیشود. او جانشین الهی است و در هر صورت وظایفش را انجام میدهد.

گاهی وقتها از مسلمانان صدر اسلام اظهار تنفر میکنم که چرا توصیه رسول الله مبنی بر "مودّه فی القربی" را نادیده گرفتند! درحالیکه باید از خودمان اظهار تنفر کنیم که چرا این توصیه را رعایت نمیکنیم. مهدی به چه جرمی باید از حقوقش محروم باشد؟ چرا دیگران بر جایگاه او نشسته اند؟ چرا؟ 

شاعر گفته: چه روزها که یک به یک غروب شد نیامدی . . . . . چه اشکها که در گلو رسوب شد نیامدی

اشکش هست ولی از سر احساس است. این همه با ندبه هایش گریه کرده ایم و کرده اند. ولی چه فایده؟ این همه کجاست... کجاست... و کی میشود.... کی میشود... و ای... ای... گفته ایم. اما چه سود؟ وقتی در عمل خود را به سمت مهدی نمیبریم نباید انتظار تحقق ظهور داشته باشیم. اصلا" اینکه گفته اند "برترین اعمال انتظار فرج است" را درست نفهمیده ایم. آیا واقعا" برای فرج امام زمان کافیست که روز نیمه شعبان یکسری اقدامات ظاهری انجام دهیم و در بقیه سال هم به ندبه و الهی عظم البلا کفایت کنیم؟