در مدتي كه نبودم اتفاقات زيادي افتاد. يكي از پرسر و صداترين آنها(و نه مهمترين!) ماجراي اختلاس كلان اخير بود. گرچه قاضي القضات گفتند كه اصل اختلاس محرز است ولي ميزان آن دقيقا" مشخص نيست، اما به هر حال آن اثرات مخربي كه انجام اين كار بايد مي گذاشت، گذاشته است و آب رفته را كمتر مي توان به جوي بازگرداند. در مورد اين اختلاس فقط به چند نكته بسنده مي كنم

1-      براي اينكه متوجه بزرگي رقم باشيم، كافيست تصور كنيم كه با اين پول مي توان يك ماه يارانه مردم ايران را پرداخت كرد. يا به عبارتي ديگر با اين مبلغ مي توان از تراولهاي يك ميليون توماني برجي به ارتفاع صد طبقه درست كرد.

2-      طبيعي است كه اولين متهم اين قضيه دولت و نهادهاي نظارتي باشند. همچنان منتظر مي مانيم تا ببينيم نتايج بررسي ها و پيگيري هاي دستگاه قضا به كجا مي انجامد.

3-      از اين پولها قبلا" در مملكت زياد بلند شده است. مثلا" در همين ساليان اخير دهها بدهكار بانكي مبلغ پنجاه هزار ميليارد تومان قرض گرفته اند و(لابد چون گردنشان كلفت است) نميروند قرضشان را به بيت المال پس دهند. فرض كنيد اين سه هزارتا هم روي آن پنجاه هزار تا!

4-      آنهايي كه نان حرام مي خورند(حال به طريق دزدي يا كمكاري يا هر شيوه ديگر) نمي توانند چندان از اين قضيه ناراحت باشند. تنها ناراحتي اينگونه افراد شايد اين باشد كه چرا خودشان جاي اختلاس كنندگان نبوده اند و نتوانسته اند چنين مبالغي از بيت المال كش بروند.(این برای بستن دهان ضد انقلاب)

5-      گناه اصلي اختلاس كنندگان دزديدن يك ماه يارانه مردم نيست. زيرا اعتمادي كه طي اين حادثه از حكومت سلب شد، ضررش قابل قياس با خسارات مادي نيست. اينجاست كه خون به دل دلسوزان انقلاب ميرود. بيشترين خون دل خوردن هم نصيب دلسوزترينها ميشود.