هفته قبل رساله آقای مکارم را یک دور کامل مرور کردم. به نظرم رسید که موارد بسیاری در رساله ها وجود دارد که مطابق تغییرات زمانهٰ حکم آنها تغییر کرده و یا حداقل شکل بیان آنها باید تغییر کند. برخی موارد نیز دیگر چندان کاربردی در زندگی عمومی ندارد و می توان آنها را از رساله ها حذف نمود.به چند مورد توجه کنید:

××× مطهرات را در رساله ها شامل آبٰ زمین آفتاب اسلام و... می دانند. در حال حاضر شاید بتوان آنها را در قالب دو دسته کلی فرایندهای فیزیکی؛ فرایندهای شیمیایی، فرایندهای زیستی و نیز اسلام آوردن دسته بندی کرد. برای تطهیر نجاست توسط هر کدام از این فرایندها نیز یک حد قرار داد.

××× مجسمه سازی روزگاری با هدف ساخت بت انجام میشد. اما امروزه چنین کاربردی برای مجسمه سازی در بسیاری از جوامع وجود ندارد. و لذا می بینیم که فلان شیخ فتوای حرام بودن ساخت مجسمه را می دهد و بعد مجسمه همان فرد را در فلان میدان شهر نصب می کنند.

××× در رابطه با حکم زکات نیز می توان ان قلتهایی وارد کرد. اینکه در آن زمان خط فقر چگونه بوده و الان چگونه است، اینکه اسلام در چه سرزمینی و با چه نوع محصولاتی نازل شده است، اینکه آیا می توان زکات را به طور کامل حذف نمود و آن را در قالب مالیات از شهروندان اخذ نمود و...

××× در رابطه با حد ترخص و کلا" احکام مسافر نیز می توان روشنفکری به خرج داد. اینکه جایی حد ترخص را 21.5 کیلومتر بیان داشته اند و جای دیگر نوشته اند که مکانیست که دیوار شهر پیدا نباشد. این دو تعریف تفاوت قابل توجهی با هم دارند.

اینها را برای تشکیک در فتاوای مجتهدین و مراجع بزرگوار ننوشتم. هدفم بیان این نکته است که در شرایط امروز نیاز به مراجع و مجتهدینی داریم که در علوم مختلف دستی بر آتش داشته باشند و با نگاهی امروزی تر به مسائل بنگرند. البته ما به عنوان مقلد (تا زمانی که مقلد باشیم!) تابع دستورات آنها هستیمٰ حتی اگر نظرمان چیز دیگری باشد.