روزگاری هاشمی رفسنجانی به عنوان یکی از یاران اصلی امام خمینی در انتخابات های گوناگون به عنوان رئیس مجلس و رئیس جمهور انتخاب میشد. اما گذشت زمان باعث شد که رای مردم از هاشمی برگردد. عمده دلیل این بازگشت آرا، نتیجه مدیریت طولانی مدت هاشمی بر کشور بود که باعث شد مردم تورم و اختلاس و سایر مشکلات کشور را از چشم هاشمی ببینند.

بدین ترتیب هاشمی در انتخابات مجلس ششم و ریاست جمهوری نهم ناکام ماند. تا اینکه بار دیگر گذشت زمان باعث بازگشت آرا، این بار به سوی هاشمی شد. زیرا هاشمی از سال ۷۶ به بعد و علی الخصوص از سال ۸۴ به بعد به عنوان منتقد وضع موجود جامعه شناخته شد. لذا دیدیم که هاشمی رفسنجانی در انتخابات خبرگان سوم، با اکثریت آرا در تهران اول شد. شاید این نتیجه را نتوان به عنوان سند بازگشت آرای مردم به هاشمی برشمرد. اما قطعا" می توان فضای فعلی جامعه را دوران بازگشت به هاشمی دانست. اگر به صورت مستقل و منصفانه از اقشار مختلف مردم نظرخواهی شود، مشاهده میشود که آرای هاشمی رفسنحانی قابل مقایسه با هیچکدام از سایر نامزدها نیست. جالب اینجاست که برخی مردم دیدگاه قبلی شان راجع به دزد بودن هاشمی عوض نشده است اما حاضرند به یک دزد رای بدهند و از شرایط فعلی رها شوند.

رد صلاحیت هاشمی اگرچه باعث کاهش مشارکت مردم در انتخابات 92 میشود، ولی برای نظام دو نتیجه مثبت دارد. یکی اینکه احتمال ایجاد فتنه پس از انتخابات را تقریبا" به صفر می رساند و دوم اینکه در غیاب هاشمی، یک نامزد اصولگرا به عنوان منتخب مردم انتخاب میشود.

پی نوشت: عوام الناس چقدر ساده اند. دلم برای کسانی میسوزد که فکر میکنند با آمدن هاشمی رفسنحانی مشکلات فعلی حل میشود. هاشمی حداکثر کاری که بتواند بکند این است که جام زهر دیگری بنوشاند و باز کشور را به مسیر سازندگی کارگزارانی ببرد. نه تورم  را میتواند حل کند و نه بیکاری و نه دیگر مشکلات را. فقط با سازش با غرب تحریمها را حذف میکند که دیگر جنسها طی یک سال دو سه برابر نشود.